25 ژوئن

ویژگی های زن خوب از نظر مردان

ویژگی های زن خوب از نظر مردان در پورتال جامع فرانیاز

ویژگی های زن خوب از نظر مردان

زن خوب از نگاه مردان - چیکار کنیم مردان عاشق شوند و عاشق بمانند ؟

زن خوب از نظر مردها،بهترین زن از نظر مردان،طبیعتا در ابتدای آشنایی،

جذابیت ظاهری خانم ها چشم آقایان را می گیرد. اما بعد از گذشت مدتی، مرد ـ بخصوص اگر بخواهد

جدی تر به شما فکر کند ـ به ویژگی های درونی شما توجه می کند. در این مرحله،

جذابیت واقعی چیزی فراتر از یک چهره جذاب است. او ناخودآگاه به دنبال زیبایی های درونی شما می گردد

و در نهایت عاشق و شیفته شما می شود.

ویژگی هایی زن خوب از نظر مردها

زن خوب از نظر مردان شنونده خوبی است

اکثر مردها زنی را تحسین می کنند که این توانایی را دارد که گاهی «فقط» گوش کند.

نه اینکه به شما بگوید: «بهت گفته بودم!»، و یا شما را موعظه، نصیحت و راهنمایی کند

و بگوید «من اگر جای تو باشم این کار را می کنم…». شما باید واقعا به حرف هایش گوش دهید

و به این شکل نشان دهید که به او اهمیت می دهید.

خانم ها لازم است صبور باشید، درک کنید که اکثر مردها پیش از آن که بتوانند

در مورد مشکلاتشان صحبت کنند، لازم است کمی مسائل را با خود حل کنند.

در این مواقع می توانید به او بگویید: «عزیزم، هر زمان که بخواهی در مورد آن صحبت کنی، من هستم».

زن خوب از نظر مردها زنیست که بتونه خودش باشه

اینکه بتواند مانند کودکان احساس واقعی اش را نشان دهد و نترسد از اینکه قضاوت بدی

در موردش صورت گیرد، از مواردی است که در مردها علاقه ایجاد می کند.

اکثر مردهای ما جلوی ما آواز نمی خوانند (مگر آنکه خواننده ای حرفه ای باشند)، اما عاشق این هستند

که آواز ما را بشنوند. آنها دوست دارند ببیند که ما خودمان هستیم، حتی اگر احمقانه به نظر بیایم.

راننده خوبی باشه

با وجود آنکه اکثر مردها از رانندگی زن ها ایراد می گیرند، مهارت رانندگی را یک ضرورت

برای زن مدرن می دانند. اما برخی کمی پیش تر رفته و «عاشق» زنانی می شوند که رانندگی خوبی دارند.

از غذا خوردن لذت ببره

غذای سالم خوردن و توجه به کم کالری بودن غذا هیچ موردی ندارد اما وسواس داشتن،

مسئله دیگری است و معمولا حس خوبی به مردها منتقل نمی کند. اینکه به رستوران بروید،

استراحت کنید، اوقاتی خوش در کنار هم سپری کنید و بجای صحبت درباره میزان کالری غذا،

از خوشمزگی آن بگویید. اینها اعتماد به نفس شما را نشان می دهداین مطلب از سایت تنظیم خانواده میباشد،

شما میتوانید با جستجوی عبارت سایت تنظیم خانواده در موتورهای جستجو و ورود

به این سایت با مطالب جامع تری در زمینه ازدواج و زناشویی آشنا شوید، و همه می دانیم

که اعتماد به نفس از مسائلی است که مردهای واقعی در زنان می پسندند.

شما باید غذای مورد علاقه تان را در رستوران سفارش دهید و از خوردن آن لذت ببرید.

زن خوب از نظر مردان زنیست که آشپز خوبی باشه

مادربزرگ ها می گفتند تنها راه ورود به قلب مرد، از طریق شکمش است (این جمله کلیشه ای را همه بخاطر داریم). اما به تجربه دریافتیم که این تنها راه آن نیست، و حتی اگر بهترین آشپز دنیا باشیم برای مردها کافی نیست!

اما مردها به زنانی علاقه مند می شوند که می توانند آشپزی کنند و دلشان می خواهد آشپزی را یاد بگیرند تا برای مرد خود خوشمزه ترین غذاها را بپزند و آن زمان است که این موضوع کلیشه ای را بخاطر می آوریم (بسیار کلیشه ای است اما تجربه آن را تایید می کند و از نظر روانشناسی، یک شیوه برای نشان دادن و ابراز عشق ـ حتی به خود ـ است).

مهربان و دلسوز باشه

او می خواهد بداند که واقعا به او اهمیت می دهید، و این را تنها با گفتن دوستت دارم نمی توانید به او ثابت کنید. زمانی که مریض یا خسته است، نازش را بکشید، هر از گاهی او را غافلگیر کنید، به مشکلاتش گوش دهید. اکثر مردها به ازای چندین بار نشان دادن علاقه شان به شما، فقط یکبار احساسشان را به زبان می آورد. بهتر است شما هم همینطور رفتار کنید.

شوخ طبع باشه

شوخ طبع و بازیگوش بودن از مواردی است که مردها در زن ها می پسندند. بخصوص اگر بخواهند بطور جدی به ارتباطشان با او ادامه دهند. افراد شاد همیشه انرژی خوبی به دیگران منتقل می کنند.

به خودش برسه و از خودش مراقبت کنه
توجه کنید که ظاهر جذاب داشتن به این معنا نیست که حتما یک سوپر مدل شوید. همینکه همیشه تمیز و مرتب باشید و ظاهری آراسته داشته باشید و این باعث می شود که در نظر آقایان جذاب بنظر برسید. مراقبت و توجه به خود نشان می دهد که شما از او هم مراقبت می کنید.

قوی باشه
این مورد در واقع یکی از ویژگی هاییست که یک زن امروزی بدون آن نمی تواند زندگی کند.

انرژی مثبت باشه و همیشه لبخند بزنه
واضح است خانم های مثبت نگر و خنده رو، بسیار جذاب تر از کسانی اند که دائما در حال گله و شکلایت از زمین و زمان و زندگی هستند. یک دختر بشاش می تواند خودش را دوست بدارد و وقتی خودش را دوست داشته باشد، می تواند به همسرش و دیگران عشق بورزد و به آن ها انرژی دهد.

باهوش باشه
مردی که از خود مطمئن باشد،این مطلب از سایت تنظیم خانواده میباشد، شما میتوانید با جستجوی عبارت سایت تنظیم خانواده در موتورهای جستجو و ورود به این سایت با مطالب جامع تری در زمینه ازدواج و زناشویی آشنا شوید، هیچگاه از زن باهوش و کسی که دید روشنی دارد، نخواهد ترسید. در واقع مردها عاشق دخترانی هستند که می توانند ساعت ها با آن ها در مورد مسائل روز دنیا به گفتگو بنشینند. به یاد داشته باشید زیباترین دختر دنیا هم اگر نتواند با مردی به گفتگو بنشیند و حرفی برای گفتن نداشته باشد، برای مردها تنها یک بازیچه است و نمی تواند آن ها را عمیقا تحت تاثیر قرار دهد.

دخترونه باشه
زنانگی والاترین دارایی هر دختر است. برخلاف باور اکثر خانم ها، نشان دادن زنانگی نمادی از ضعف و یا جنس ضعیف تر بودن، نیست. می توانید دخترانه و زنانه رفتار کنید و همچنان قوی و مستقل باشید. باید از جنس خود راضی باشید و بدانید که شایسته بهترین ها هستید.

 

زن خوب از نگاه مردان - چیکار کنیم مردان عاشق شوند و عاشق بمانند ؟

امیدواریم این پست فرانیاز مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته باشد.
 
همراه ما باشید در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز
 
زن خوب از نگاه مردان - چیکار کنیم مردان عاشق شوند و عاشق بمانند ؟

ارامش همراه با فرانیاز

روانشناسی

فرانیاز فراتر از نیاز

22 ژوئن

شخصیت شناسی افراد سلفی باز

شخصیت شناسی افراد سلفی باز در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز

شخصیت شناسی افراد سلفی باز

شخصیت شناسی افراد سلفی باز در پورتال جامع فرانیاز

شخصیت شناسی افراد سلفی باز

حتما این روزها بارها و بارها دیده‌اید كه در جمع‌های مختلف سلفی‌گرفتن باب شده است.

عكس‌های سلفی (تصاویری كه توسط خود شخص از خودش گرفته می‌شود)

سبكی از عكاسی است كه امروزه به یك اپیدمی تبدیل شده و بسیاری از شبكه‌های

اجتماعی محیط مناسبی برای انتشار سلفی‌ها به شمار می‌روند،

درنتیجه انتشار این تصاویر به شكل باورنكردنی در حال گسترش است.

ضمن اینكه گاهی می‌بینیم بعضی افراد در انتشار سلفی‌ها زیاده‌روی می‌كنند

و در هر شرایطی می‌خواهند سلفی بگیرند. به نظر شما ویژگی‌های

شخصیتی افراد در میزان گرایش و علاقه‌مندی آنها به سلفی گرفتن چقدر تاثیر دارد؟

دكتر سعید آزادی‌عصر، روانشناس بالینی و مشاور خانواده به شما می‌گوید

كه كدام شخصیت‌ها بیشتر به سلفی گرفتن علاقه دارند و

لایه‌های پنهان شخصیت آنها را برای‌تان روشن می‌كنند.

شخصیت شناسی افراد سلفی باز

چه افرادی بیشتر سلفی می‌گیرند؟
افراد با هر شخصیت و با هر ویژگی‌ فردی می‌توانند به گرفتن سلفی علاقه داشته باشند.

از آنجا كه سلفی گرفتن یك پدیده نوظهور است و پژوهش و تحقیق خاصی مبنی بر اینكه افراد

با چه ویژگی‌های شخصیتی بیشتر به گرفتن سلفی روی می‌آورند انجام نشده و اتفاق نظری در این باره نیست،

نمی‌توان به‌طور قطع در این باره نظر داد اما احتمال می‌رود افرادی كه خیلی

به گرفتن سلفی گرایش دارند و به‌طور افراطی از آن استفاده می‌كنند افرادی باشند كه مایلند

دیده شوند و به نوعی دنبال جلب‌توجه برای دیده شدن هستند.

 

گاهی هم افرادی كه مایلند ارتباط‌های مختلفی را تجربه كنند برای رسیدن

به این هدف‌شان از این طریق وارد می‌شوند. می‌توان احتمال داد افرادی كه رگه‌های

خودشیفتگی در شخصیت آنها غالب‌تر است به گرفتن سلفی تمایل بیشتری نشان دهند.

احتمال دارد شخصیت‌های نمایشی و دوری‌گزین هم برای رسیدن به برخی خواسته‌های‌شان

به این كار روی بیاورند. احتمال اینكه افراد با اعتمادبه‌نفس پایین هم به این كار علاقه زیادی نشان دهند زیاد است.

شخصیت شناسی افراد سلفی باز

افراد توجه‌طلب با اعتمادبه‌نفس پایین
افرادی كه دوست دارند دیده شوند و مدام دنبال این هستند كه توجه دیگران را به خودشان جلب كنند

معمولا اعتمادبه‌نفس پایینی هم دارند. از این رو این افراد برای اینكه بتوانند توانمندی‌ها

و حضورشان را در جمع مطرح و توجه و تایید دیگران را متوجه خودشان كنند به كارهایی متوسل می‌شوند

كه سلفی گرفتن می‌تواند یكی از آنها باشد. این افراد معمولا عكس‌های مختلف با فیگورهای متفاوتی

از خودشان می‌گیرند و آنها را در شبكه‌های اجتماعی متعدد به نمایش می‌گذارند.

 

خودشیفته‌ها
افراد خودشیفته هم معمولا اعتمادبه‌نفس پایینی دارند و این ضعف در اعتمادبه‌نفس

را با رفتار خودشیفته‌مآبانه جبران می‌كنند به این شكل كه خودشان را محور همه چیز می‌دانند

و تنها دیدگاه‌ها، نظرات و تمایلات خودشان را قبول دارند و نهایت تلاش‌شان را می‌كنند كه خودشان

را برتر و بالاتر از دیگران نشان دهند. سلفی گرفتن می‌تواند یكی از نمودهای رفتاری‌ در افرادی

كه خصوصیت خودشیفتگی در شخصیت آنها بارزتر است باشد به این ترتیب كه آنها با گرفتن یك تصویر

ساده از خودشان توجه دیگران را جلب كرده و سعی در نشان دادن و مطرح كردن خودشان در حضور دیگران می‌كنند.

شخصیت شناسی افراد سلفی باز

یكی دیگر از ویژگی‌های افراد خودشیفته كنترل‌گری محیط است.

این افراد همیشه انتظار دارند بقیه تسلیم نظرات، علایق و خواسته‌های آنها باشند.

این افراد معمولا دوست ندارند از دیگران نه بشنوند. هرگونه تایید نشدن و نه شنیدن از جانب دیگران می‌تواند

آنها را ناراحت كند و به هم بریزد. گاهی این ناراحت شدن به حدی است

كه افرادی كه آنها را تایید نكرده‌اند یا به آنها نه گفته‌اند را طرد می‌كنند، گاهی هم به آنها عناد ورزیده

و با آنها دشمنی می‌كنند. مثلا اگر یك نفر به آنها بگوید سلفی‌ كه از خودت گرفتی خوب نیست،

یا به‌شدت ناراحت می‌شوند یا سعی می‌كنند خلاف آن را بگویند و به دیگران اثبات كنند عكسی كه گرفته‌اند ایده‌آل است.

 

افراد دوری‌گزین
شخصیت‌های كناره‌گیر و دوری‌گزین هم ممكن است به سلفی گرفتن تمایل زیادی نشان دهند.

این افراد كمتر در جمع حضور پیدا می‌كنند و اگر هم در جمعی حاضر شوند

سعی می‌كنند حتی‌الامكان دیده نشوند. عمدتا افرادی خجالتی و كم‌حرف‌اند، كمتر نظر می‌دهند

و اگر هم سوالی از آنها بشود خیلی كوتاه پاسخ می‌دهند. این افراد خیلی دوست دارند دیده شوند

و مورد توجه قرار بگیرند اما چون در ارتباطات اجتماعی واقعی و زنده توانمند نیستند

و هنگامی كه مستقیم دیده می‌شوند اضطراب سراغ‌شان می‌آید، تمایلی به حضور فیزیكی

در جمع ندارند و چون از حضور در دنیای مجازی احساس راحتی بیشتری دارند در شبكه‌های اجتماعی پررنگ‌تر حاضر می‌شوند.

 

درواقع آنها برای جبران این ضعف و كمبود سعی می‌كنند خودشان را در دنیای مجازی مطرح كنند.

از این رو احتمال اینكه عكس‌های زیادی از خود بگیرند و برای نمایش

در شبكه‌های اجتماعی قرار دهند بسیار زیاد است. درواقع گرفتن سلفی روش غیرمستقیمی است

كه باعث می‌شود این افراد احساس كنند در جمع هستند و دیده می‌شوند، اما نه به‌طور مستقیم.

شخصیت شناسی افراد سلفی باز

به دنبال آخرین مد
چند وقتی است كه سلفی گرفتن مد شده شاید به این دلیل كه گوشی‌های جدید

این امكان را برای آنها فراهم می‌كند. دسته‌ای از افراد وقتی می‌بینند بقیه این كار را می‌كنند

بدون هیچ هدف و انگیزه‌ای آنها هم برای خالی نبودن عریضه دست به سلفی گرفتن می‌زنند و آنها را به معرض نمایش می‌گذارند.

مدگرایی می‌تواند ناشی از كنجكاوی یا تمایل اجتماعی ساده كه طبیعت هر فردی است باشد،

اما بعضی افراد بدون هیچ آگاهی، هدف و انگیزه‌ای صرفا از یك الگو پیروی می‌كنند

و گرایش خام و كوركورانه‌ای دارند تا هر چه را كه مد می‌شود دنبال كنند.

افراد هرقدر هویت پخته‌تر و قوی‌تری داشته باشند مدگرایی در آنها هدفدارتر و انتخابی‌تر خواهد بود.

این افراد هر الگو و مدی را قبل از بررسی و مطالعه پیروی نمی‌كنند.

آنها بعد از رسیدن به آگاهی و شناخت در صورت ارزشمند بودن و احساس نیاز كردن دست به انتخاب می‌زنند.

برعكس افرادی كه بدون هیچ هدفی و به‌طور افراطی از مد پیروی می‌كنند

هویت‌های شخصیتی ضعیفی دارند و با مدگرایی در خود هویت ایجاد می‌كنند.

درواقع این افراد سعی می‌كنند با گرایش به گروه‌ها، گرایش‌ها، الگوها و مدهای مختلف خلأهای هویتی خود را پر كنند.

شخصیت شناسی افراد سلفی باز

شخصیت شناسی افراد سلفی باز در پورتال جامع فرانیاز

 

راه فرار از سلفی
گاهی ممكن است در جمع یا گروهی قرار بگیریم و یكی از افراد گروه اقدام به گرفتن سلفی دسته‌جمعی كند. اگر در چنین شرایطی مایل به سلفی‌گرفتن نیستید، باید همان لحظه موافق نبودن‌تان را اعلام كنید و از كسی که می‌خواهد عكس بگیرد خواهش كنید اجازه دهد شما از جمع آنها خارج شوید و بعد عكس بگیرد.

بهترین و مناسب‌ترین واكنش در چنین موقعیتی واكنش آنی و قاطعانه است. نباید نگران باشید كه ممكن است با مطرح كردن عقیده و خواسته‌تان دیگران ناراحت شوند. افراد باید بتوانند در چنین موقعیت‌هایی توانایی نه گفتن را داشته باشند. این یك مسئله شخصی است و حق شماست كه نظرتان را در این باره بگویید.

با مخالفت افراد چه كار كنیم؟
اگر شما مایل به گرفتن سلفی دسته‌جمعی نباشید بعد از اینكه مخالفت‌تان را با گرفتن سلفی در جمع نشان می‌دهید و از این كار خودداری می‌كنید با واكنش‌ها و عكس‌العمل‌های متفاوتی می‌توانید روبه‌رو شوید. معمولا در این موقعیت‌ها برخورد افراد خشن، تند و اجباری نخواهد بود و كمتر پیش می‌آید كه كسی را مجبور به سلفی گرفتن كنند.

بیشتر برخوردها در ابتدا محرك و تهییج‌كننده است و با عباراتی ساده سعی می‌كنند فرد را در معذوریت قرار دهند كه آنها را همراهی كند. مثل اینكه؛ «بابا اینكه چیز زیاد مهمی نیست.»، «زیاد سخت نگیر.»، «مگه از چیزی می‌‌ترسی كه واكنش نشون می‌دی.» یا ممكن است از این در وارد شوند كه «تو آگاهی نداری»، «این یه چیز عادیه و سعی كن به‌روز باشی»، «امل‌بازی در نیار» و. . . مناسب‌ترین واكنش این است كه شما اعتمادبه‌نفس‌تان را حفظ كرده و اصطلاحا به كرسی بنشانید.

در برابر صحبت‌ها و نظرات آنها دست به توجیه كردن نزنید. در چنین مواقعی باید توانایی نه گفتن را داشته باشید. در كمال خونسردی روی نظرتان پافشاری كرده و رك و صریح بگویید: «چون علاقه‌ای به این كار ندارم ترجیح می‌دهم آن را انجام ندهم.»  توجه داشته باشید كه رك‌گویی با بی‌احترامی متفاوت است. فرد در عین اینكه ادب و احترام اجتماعی را رعایت می‌كند، حق شخصی را برای خودش محفوظ نگه می‌دارد.

شخصیت شناسی افراد سلفی باز

خلاقیت به خرج دهید
سلفی گرفتن مثل خیلی از پدیده‌های نوظهور همانطور كه می‌تواند جنبه‌های منفی داشته باشد، می‌تواند جنبه‌های مثبت، مفید و سازنده هم داشته باشد. هر فردی اگر به سهم خود هنگام سلفی گرفتن خلاقیتی به خرج دهد هر عكس سلفی می‌تواند یك پیام آموزشی در بر داشته باشد.

بهتر است هنگامی كه سلفی می‌گیریم صفات و رفتار پسندیده را نشان دهیم، مثلا یك نفر در سلفی خود آراستگی یا لبخند توأم با مهربانی را نشان دهد، این‌گونه به مخاطب یك انرژی مثبت را منتقل یا یك اندیشه و پیام مثبت و آموزنده را القا می‌كند. اگر این جنبه‌ها را در سلفی گرفتن در نظر بگیریم و پشت هر سلفی یك هدف وجود داشته باشد، می‌توانیم آن را به یك پدیده مثبت بشری تبدیل كنیم كه افراد به وسیله آن بتوانند به یكدیگر نیرو، انرژی و الگوهای مثبت ارائه دهند. 

شخصیت شناسی افراد سلفی باز در پورتال جامع فرانیاز

امیدواریم این پست فرانیاز مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته باشد.
 
همراه ما باشید در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز
 
شخصیت شناسی افراد سلفی باز در پورتال جامع فرانیاز

ارامش همراه با فرانیاز

روانشناسی

فرانیاز فراتر از نیاز

7 ژوئن

روانشناسی عشق

روانشناسی عشق , اغلب دختر خانم ها در ارتباط برقرار کردن با آقایان دچار مشکل هستند وقتی خواستگاری برایشان می آید، پیش از آنکه شناخت کاملی از او پیدا کنند یا خیلی زود تصمیم می گیرند و در مورد آن شخص قضاوت عجولانه می کنند،یا اینکه رفتارعجیب و غیر واقعی از خود نشان می دهند که باعث میشود آن مرد از ادامه رابطه با او منصرف شود. بنابراین توصیه میشود که قبل از اینکه تصمیم به ازدواج بگیرید، بهتر است رفتار و خصوصیات درونی خود را اصلاح کنیم و پس از آن به انتخاب کردن فکر کنیم.

روانشناسی عشق

روانشناسی عشق در پورتال جامع فرانیاز

روانشناسی عشق

دختر خانم ها حتما بخوانید

شش نکته برای پیدا کردن عشق زندگی:

در زیرنکاتی را برای شما دختران عزیز آورده ام که کمک زیادی در حل این مسئله به شما می کند:

 

۱-زبان بدنتان را نرم کنید:

دفعه بعدی که با مردی (خواستگاری) قرارمی گذارید و بیرون می روید، لحظه ای صبر کنید وببینید بدنتان چه می کند. این احتمال وجود دارد که اعصابتان باعث میشود شانه هایتان را سفت کنید یا دست هایتان را به هم قلاب کنید  زن ها اینقدر اسیر خوشان میشوند که فراموش میکنند زنانگی که مردها عاشقش هستند را نشان دهند پس به جای این، دست هایتان را آرام کنید، شانه هایتان را بیندازید و وقتی در حضوراو هستید، پشت تان را صاف نگه دارید. بعد ببینید که چطور نرم نرمک به شما و دلتان نزدیک میشود.

روانشناسی عشق

2-  خیلی به جلو نگاه نکنید:

در آخرین قرار ملاقاتتان به چه فکرمی کردید؟

اگر شما هم مثل اکثر زن ها باشید، احتمالا می بینید که خیلی وقت ها این افکار ذهنتان را مشغول می کند: آیا دوستم دارد؟ آیا شوهر خوبی برایم میشود؟ تمرکز برآینده و ای کاش ها، نه تنها باعث میشود نتوانید از لحظاتتان لذت ببرید و کشف کنید که آن مرد واقعا کیست، بلکه باعث میشود نتوانید هیچوقت با بخشی از او که بیشترین اهمیت را دارد یعنی دلش، ارتباط برقرار کنید.

 

3- دست از تظاهر به آنچه نیستید بردارید:

چند بار تا به حال شده وقتی با مردی هستید خود واقعیتان را پنهان کنید؟ تصور می کنید اگر چیزهای عجیب در مورد خودتان را برملا کنید. او را بترساند یا اگر با نظر او مخالفت کنید او را از خودتان دور کنید. اما هیچ چیز بهتر از حقیقت نیست البته منظورمان این نیست که در همان جلسه اول همه چیز را بیرون بریزید. منظوراین است که نیازی نیست آدم کاملی باشید تا بتوانید کسی را عاشق خودتان کنید. پس دست از خودسانسوری بردارید و اجازه بدهید شما را بخاطر آنچه هستید دوست بدارد.

روانشناسی عشق

4- برا دریافت کردن کانال را عوض کنید:

ممکن است تصور کنید که برای اینکه به مردی نشان دهید که موردی خوب و عالی هستید،باید برایش شام درست کنید، کارهایی برایش انجام دهید یا رابطه را جلوببرید. اما واقعیت این است که مردها عاشق این میشوند که چقدر خودشان برای شما مایه بگذارند، نه برعکسش. یک مرد خوب دوست دارد که خوشحالتان کند و کارهای خوب برایتان انجام دهد پس اجازه این کار را به او بدهید.

5- به طرفتان فرصت بدهید:

آیا زیادی قد کوتاه است؟ سنگین وزن است؟ خیلی سنش پایین است؟ خیلی جدی است؟ یا به اندازه کافی جدی نیست؟ خیلی زن ها بودند که اوایل آشنایی شوهرانشان اصلا برایشان قابل تحمل نبودند و الان حتی نمی توانند یک روز را بدون او سپری کنند وقتی مردی وارد زندگیتان شد. آن را یک فرصت بدانید و حداقل تا سه جلسه ملاقات به او فرصت دهید، مگر اینکه حسابی با دیدنش توی ذوقتان خورده باشد و اصلا نتوانید با او بودن را تصورکنید. شاید آن مرد ، مرد ایده آل شما نباشد اما اگر بیشتر به او نزدیک شوید می توانید چیزهای بیشتری در موردش کشف کنید.

روانشناسی عشق

6- یادتان باشد، حرف نادرست را نباید به مرد درست بزنید:

اگرحرفی که می زنید از ته دلتان باشد، مردی که قراراست عاشقتان شود نخواهد ترسید او تلاش خواهد کرد مشکلات را از میان بردارد واین کارباعث میشود به هم نزدیک تر شوید. البته، باید بگذارید اوهم به همین اندازه احساس امنیت کند و حرفهایش را با شما در میان بگذارد. وقتی پایه ای محکم از پذیرش واطمینان متقابل برای رابطه تان ساختید، دیگر عشق منتظر نخواهد ماند و شعله ور خواهد شد تغییر عادت هایتان نیازمند زمان و تمرین است. مطمئنم اگراینطور شودعشقی که همیشه آرزویش را داشتید درزندگیتان پدیدار میشود.

 روانشناسی عشق

آیا شناخت درستی از نامزد خودتان پیدا کرده اید؟

به این 6 دلیل او با تو ازدواج نمی کند:

دراین مقاله سرنخ هایی وجود دارد که توسط آنها متوجه میشوید طرف مقابل تعهدی برای ازدواج با شما دارد یا خیر. اگر سه نشانه یا نشانه های بیشتری از نشانه های زیر را در او وجود دارد، مراقب باشید.

1-همه دوست های قبلی اش از نظر او دیوانه و نادان هستند:

به مردی که دوست یا نامزد قبلی اش را با لقب های مختلفی می خواند،حواستان باشد. زیرا با موقعیت فعلی او نیازی به صحبت درمورد نامزد یا دوست قبلی اش نیست.

 

2- فضایی فوق العاده رومانیک ترتیب می دهد:

خوردن شام را زیر نور شمع ترجیح می دهد، شما را به مکان های خلوت می برد، و این یک اخطاراست که نمی خواهد زن های دیگری به او نگاه کنند. دفعه بعد از او بخواهید تا به یک رستوران شلوغ بروید. حالا ببینید چه عکس العملی دارد.

روانشناسی عشق

3- پشت تلفن هنگام حرف زدن گاهی گرم و پرشور و گاهی سرد وبی احساس است:

ممکن است در یک روز 10 بار به شما زنگ بزند درکنارآن ممکن است روزها خبری از او نداشته باشید. گاهی 1 ساعت با تلفن با شما صحبت می کند و گاهی هم پیام یا اس ام اس شما را نادیده می گیرد. دقت کنید که چه اتفاقی در حال افتادن است؟ اگر بخواهیم صادقانه صحبت کنیم شاید او سرگرم افراد دیگری است.

روانشناسی عشق

4- شما را به ارتکاب اشتباهی مجرم می کنند:

برای مردها طبیعی است که بعد از ازدواج با همسرشان ساعت ها وقت بگذارنند و رابطه عاطفی برقرارکنند، اما اگراین مورد با رفتارهایی مانند رفتارهای زیر همراه بود خطرناک است:

الف) اگرفشار و اصرار زیادی به شما وارد کرد.

ب) اگرسعی کرد با گفتن داستان های بد و غم انگیز شما را به داشتن رابطه غیر معمول ترغیب کند.

5- صمیمانه برخورد نمی کنند:

اگردونفر فوق العاده با یکدیگر صمیمی باشند، ممکن است سوال های شخصی از یکدیگربپرسند. حقیقت این است که آنها نمی خواهندزمان و انرژی شان را روی شناخت شما بگذارند زیرا قرار نیست مدت ها با شما زندگی کنند تا به شناخت شما نیازی داشته باشند.

روانشناسی عشق

6- به شما می گوید: شما دو روح در یک بدن هستید:

بسیارخوب،گفتن جمله های عاشقانه به یکدیگر قابل ستایش است، اما گفتن این جمله ها هم درابتدای کار وخیلی زود ممکن است از روی عجله گفته شده باشد اگرشخص مقابل تان در هفته های ابتدایی ازدواج تان به شما گفت که کم کم در حال عاشق شدن است،خیالتان راحت باشد و به اعتماد کنید.

حالا با خواندن این نکات تصمیم با شماست. آیا هنوز هم معتقدید که او عاشق تان است و می خواهد با شما زندگی کند؟ اگر این گونه است که بسیار خوب اما اگر شرایط فرق می کند بهتر است با دید باز وبه دور از احساسات تصمیم منطقی و عاقلانه بگیرید.

 روانشناسی عشق در پورتال جامع فرانیاز

امیدواریم این پست فرانیاز مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته باشد.
 
همراه ما باشید در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز
 
روانشناسی رفتار با مردان در پورتال جامع فرانیاز

ارامش همراه با فرانیاز

روانشناسی

فرانیاز فراتر از نیاز

 
6 ژوئن

روانشناسی رفتار با مردان

روانشناسی رفتار با مردان یکی از بخش های مهم روانشناسی به شمار میاید.در این بخش از سایت فرانیاز به روانشناسی رفتار با مردان میپردازیم همراه ما باشید.

روانشناسی رفتار با مردان

روانشناسی رفتار با مردان در پورتال جامع فرانیاز

روانشناسی رفتار با مردان
1- لطفا کمکم کن
یکی از سخترین کارها برای یک مرد این هستش که اعتراف کنه که همدردی احساسی نیاز داره . همه اونها فکر می کنند که باید محکم باشند پول درآر باشند بی احساس و همه این کلیشه ها … اعتراف کردن یک مرد به این که من کمک لازم دارم فکر می کنه که اینجوری ضعیف میشه … خانومها وقتی احساس می کنید آقایون کمی افسرده هستند یا مشکلی دارند، به آرامی و ملایمت بگید که در کنارشون هستید. فقط دونستن این کلمات برای آقایون ارزش زیادی داره.
روانشناسی رفتار با مردان
۲- میتونی … اون شلوار گل گلی رو دیگه نپوشی یا کمتر بپوشی؟
خب تصور کنید از سرکار برمی گردید و صاف میرید دنبال راحتترین لباس تو خونه ای تون و اون رو می پوشید. خیلی راحته ولی قیافه ای نداره. خب برای یک مرد خیلی سخته که بگه این رو دوست نداره چون باعث میشه شما منفجر بشید!
۳ -من احتیاج دارم با رفقام باشم
برخی اوقات آقایون مثل خانمها احتیاج دارند دور از شما باشند البته این به احساسشون در مورد شما ربطی نداره. البته مطمئن باشید نیم ساعتی از وقت فوتبال رو به این فکر می کنیم که شما چقدر بزرگوار هستید.
روانشناسی رفتار با مردان
-۴ دوستت افتضاحه
خب فرض کنید آقایون از دوستتون سارا، دختری با جوکهای مسخره، لباسهای مسخره تر و … بدش میاد. اون این رو نمیگه . اما خب وقتی یه شب مسته … یا وقتی دعوا می کنید یهو بهتون میگه من نمیتونم دوستت سارا رو تحمل کنم. تعجب نکنید آقایون هستند دیگه! البته ایرادی نداره چون خانمها هم از اکثر دوستای اقایون خوششون نمیاد پس با هم برابر هستند.
روانشناسی رفتار با مردان
۵- دوستت دارم.
خب … هزارتا دلیل هم بیاریم کافی نیست آقایون اینجوری هستند دیگه … فقط بهتره خانومها این شکاف رو پر کنند و مطمئن باشند که آقایون پشتشون هستند و به فکرشونپنج کار زنها که باعث فرار مردها میشودزن ها بدون اینکه متوجه باشند گاهی کارهایی را انجام می دهند که باعث فراری دادن مرد ها میشوند.
روانشناسی رفتار با مردان
این پنج مورد از موارد مهم برای این امر به شمار می رود.
اعتماد به نفس پایین
زنهایی که اعتماد به نفس پایین دارند مرد ها را فراری می دهند. مرد ها جذب زنهایی که مشکلات زیادی دارند نمی شوند. مرد ها علاقه دارند در اطراف زنهایی باشند که کمترین دردسر را درست می کنند. مردها دوست ندارند در کنار کسی باشند که مدام در حال گریه کردن است. همچنین متنفرند در کنار زنانی باشند که مدام دیگران را برای اشتباهات سرزنش می کنند به جای آنکه در صدد رفع آن مشکل بر می آیند.
کنترل کردن
مردها زنهایی را که می خواهند مرد را کنترل کنند دوست ندارند. زنهایی که آنها را یاد غر غر کردن های مادرشان می اندازد. زنهای کنترل کننده تاثیری بر روی مردان ندارند. مردهایی که کنترل می شوند پشت سر زنانشان دروغ می گویند و دزدکی همه کاری انجام می دهند.
 
این امکان را به او می دهید تا زمان کمتری را با شما بگذراند. زن های کنترل کننده مسئله عدم امنیت و اخبار های نا درستی را برای مردان ایجاد می کنند. مرد ها هرگز با زنانی که آنها را کنترل می کنند نمی مانند اهمیتی ندارد که شما چقدر خوب و خوشگل هستید. زنها نباید مرد ها را به مانند بچه ها بزرگ کنند.
آویزان بودن
هیچکس دوست ندارد در اطراف زنی باشد که مثل چسب به او چسبیده است، هیچکس دوست ندارد با کسی قرار بگذارد که او را یاد بچه ها می اندازد. مردها دوست ندارند اطراف زنی باشند که نیاز به توجه دارد. چسبیدن به مردها کاملا آنها را دفع می کند. مردها دوست دارند که هر چند گاهی با دوستانشان بیرون بروند بدون اینکه زنی مزاحم آنها باشد.
بیکار
مرد ها دوست ندارند اطراف زنان بیکار بچرخند. مردها زنانی که پولشان را به باد می دهند دوست ندارند. مردها زنانی را می خواهند که بتوانند از پس خودشان بر بیایند. که پیشینه شغلی خوبی داشته باشند. زنی که از این شغل به آن شغل می پرد جذابیتی برای هیچ مردی ندارد. زنی که نمی تواند شغل خود را نگه دارد چگونه می تواند مرد خود را نگه دارد. از مرد ها هیچ وقت پول نخواهید و راجع به مشکلات مالیتان با انها صحبت نکنید چون این مسئله او نیست پس به آن اهمیتی نمی دهد.
روانشناسی رفتار با مردان
فرار کردن به خانه مادرتان
مردها از زنهایی که در شرایط سخت به مادرشان رجوع می کنند تا مشکلشان را برایشان حل کند، فرار می کنندپنج راه برای جذب آقایونآیا می خواهید برای مرد خود جذاب تر شوید؟ چیزهای جدید در زندگی برای هر کسی جالب است، سعی کنید علائق او را بشناسید و با رعایت این ۵ راهکار، همواره در نگاه وی جذاّب تر، جدید و دوست داشتنی تر باشید.
۱- در هیجانات و علائق ورزشی، او را همراهی کنید
طرفدار تیم ورزشی مورد علاقه وی باشید، این کار مردها را به وجد می آورد، اگر خانه دار هستید، در حین انجام امور خانه، می توانید از نتیجه و مراحل بازی سوال کنید، بعضی از مردها عاشق ورزش مورد علاقه اشان هستند. با این کار خود را به وی نزدیک تر کرده و روابط خود را مستحکم تر می کنید. در این صورت، شما برای وی، حکم رفیقی را دارید که او را در تمام مراحل و هیجانات بازی همراهی می کند.
روانشناسی رفتار با مردان
۲- برای او جشن و میهمانی بگیرید
بیشتر مردها به تاریخ تولّد و میهمانی برای خود حتّی فکر نمی کنند، این شما هستید که با گرفتن یک میهمانی، دعوت دوستانش، تدارک غذا و پذیرایی جالب و جدید، می توانید او را خوشحال و غافلگیر کنید. این کار تأثیری عاشقانه در ذهن او خواهد داشت. متأسفانه در حال حاضر بیشتر همسران به این کارها و خوشحالی شوهرشان اهمیّتی نمی دهند.
روانشناسی رفتار با مردان
۳- او را در روابط با دوست های پسرش راحت بگذارید
این مسئله از قدیم تا کنون باعث اختلافات بین زن و شوهر بوده، بدون شک هر مردی دوست دارد اوقاتی را با همجنس خود و دوستانش بگذراند، مردها افکاری دارند که تنها خود جنس مرد می فهمد، این طبیعیست، باور کنید! آنها نیاز دارند که حتیّ برای چند ساعت، آزاد از مسئولیّت های زندگی، با دوستان خود تفریح کنند، بنابراین تحمّل داشته باشید، با غر زدن و شکایت، تنها اوضاع را بدتر می کنید. در صورت ملایمت، او نیز متقابلاً خوشحال می شود که شما نیز با دوست های دخترتان رفت و آمد کنید.
روانشناسی رفتار با مردان
۴- با او فیلم ببینید و لذّت ببرید
حقیقت این است که بیشتر مردها اوقات فراغت خود را دوست دارند جلوی تلویزیون بنشینند و استراحت کنند، شما نیز در دیدن فیلم و برنامه های دلخواه وی، او را همراهی کنید. در صحنه های هیجان انگیز یا خنده دار، از خود عکس العمل نشان دهید و او را به هیجان بیاورید. برای این کار وقت بگذارید و سعی کنید طی فیلم پشت سر هم از جای خود تکان نخورید.
روانشناسی رفتار با مردان
۵- با غذای دلخواه وی، او را غافلگیر کنید.
درست است که خانمها همیشه باید غذا درست کنند، امّا گاهی وقتها، با درست کردن غذای دلخواه وی و چیدن میزی رویایی و دو نفره، او را غافلگیر کنید. این کار نه تنها او را خوشحال می کند، بلکه می فهمد که برای او ارزش زیادی قائلید.
اینها فقط نمونه های کوچکی از راههای جذّابیت می باشد. بطور خلاصه، برای تحت تأثیر قراردادن مرد خود، بهترین راه، درک متقابل است. سعی کنید همواره با نشاط باشید.
 
شاید باورتان نشود، ولی خیلی از مردها، زن ها و دخترهایی که گاهی اوقات رفتاری مردمنش و قوی دارند را بیشتر دوست دارند تا زنانی ضعیف و بی اراده.
با رعایت این نکات، رابطه ی شما هر روز قوی تر شده و خود او نیز مشتاق خواهد بود تا ساعاتی بیشتری را در کنارتان باشد.رمزهای شوهرتان را باز کنید!حتی اگر همسر شما یك مریخی تمام عیار باشد، با چند تكنیك ساده می‌توانید او را بیشتر بشناسید و رفتارهایش را رمزگشایی كنید. قطعا شما هم دوست دارید بدانید كه همسر عجیب و غریب‌تان واقعا حرف‌ها و حركاتش چه معنایی دارد؛ پس بهتر است كمی بیشتر به دنیای مردانه وارد شوید و بدانید كه چه رفتارهایی از شما می‌تواند چه تاثیراتی روی همسرتان و رفتارهایش بگذارد. قبل از هر چیز باید تمام تصورات عامیانه‌تان را در مورد مردها و رفتارهای‌شان فراموش كنید و برای كسب یك شناخت واقعی و منطقی از شوهرتان قدم بردارید.پیش‌داوری ممنوع!پیش‌فرض‌های بی‌معنا را كنار بگذارید. هیچ‌وقت نگویید «مردها خودخواهند»؛ «مردها هیچ‌چیز نمی‌فهمند» و… شما نمی‌توانید به‌خاطر تفاوت‌هایی كه در نشان دادن احساسات، رفتارهای‌تان و حتی شیوه تصمیم‌گیری‌تان دارید او را متهم كنید. به جای اینكه چنین تصورات عامیانه‌ای را مطرح كنید، سعی كنید همسرتان را بشناسید.
 
اگر به او یك شاخه گل می‌دهید و بازخوردی نمی‌گیرید به جای تكرار این حرف‌ها سعی كنید ببینید كه از چه راه دیگری او عشقش را به شما ابراز می‌كند. آیا حمایت‌كردن راه اوست یا اینكه شیوه دیگری كه با راه شما متفاوت است را انتخاب می‌كند؟تفاوت‌ها را بپذیریدمردها و زن‌ها متفاوتند و یك راه برای رمزگشایی رفتارهای مردها، پذیرش واقعی این تفاوت است. برای مثال مردها زیاد در مورد احساسات‌شان حرف نمی‌زنند و حتی اغلب‌اوقات وقتی با آنها در این مورد صحبت هم بكنید واكنش دلخواه‌تان را نمی‌گیرید یا اینكه مردها ترجیح می‌دهند بعد از برگشتن از سر كار چند دقیقه‌ای به حال خودشان رها شوند، پس در این شرایط اگر برای صحبت كردن اصرار كنید قطعا واكنشی كه انتظار دارید را دریافت نخواهید كرد. این تفاوت‌ها را بپذیرید و روی همسرتان براساس همین تفاوت‌ها قضاوت كنید.جرقه‌ها را بزنیدارتباط‌تان را با پرسیدن سوال آغاز كنید. مردان زیاد اهل شروع كردن مكالمات و روشن‌كردن چراغ ارتباط نیستند. این به این معنا نیست كه آنها منزوی یا خودخواهند و بلد نیستند با آدم‌ها ارتباط برقرار كنند بلكه این تنها یكی از همان تفاوت‌هایی است كه باید مورد توجه قرارشان دهید.
 روانشناسی رفتار با مردان
اگر دوست دارید مردتان در ارتباط با شما فعال عمل كند خودتان جرقه‌اش را بزنید و بعد ببینید كه او چطور روی مسیری كه شما انتخاب كردید پیش می‌رود. كلید شما تنها یك سؤال است، پس هر زمانی كه دیدید حرفی برای گفتن میان شما نیست از این كلید استفاده كنید.او همین چیزی است که هستآسان‌ترین راه برای شناخت مردها واژه‌های‌شان است. درحالی‌كه زنان‌گاهی یك واژه ساده را به كار می‌برند و انتظار دارند همسرشان یك تهدید یا معنای پیچیده را از آن استنباط كند. مردها هرگز این راه را نمی‌روند؛ آنها چیزی را می‌گویند كه واقعا می‌خواهند بگویند. اگر می‌گوید خسته است پس خسته است.
 روانشناسی رفتار با مردان
اگر می‌گوید دوست‌تان دارد پس دوست‌تان دارد. كمتر مردی است كه برای حرف زدنش یك كد‌گذاری پیچیده طراحی كند پس اگر او چیزی می‌گوید كه متوجهش نمی‌شوید به جای تلاش برای رمزگشایی از او بخواهید كه در مورد منظورش بیشتر توضیح دهد. مطمئن باشید كه او با توضیحات بیشتر همه ابهامات‌تان را برطرف خواهد كرد.پیش‌بینی كنیدسعی كنید واكنش‌های همسرتان به رفتارهای‌تان و همین‌طور مسائلی كه در زندگی پیش می‌آید را بشناسید. چه رفتاری او را از كوره در می‌برد و چه حرفی می‌تواند او را كاملا آرام كند. این موضوع كمی زمان می‌برد اما اگر با دقت واكنش‌های همسرتان را بررسی كنید می‌توانید در مدت كوتاهی خشمش را كم كنید و زندگی‌تان را جوری پیش ببرید كه او روزبه‌روز بیشتر احساس آرامش كند و به همین دلیل بیشتر عاشق‌تان شود.
به جای او حرف نزنیدبگذارید كه خودش را آن‌طور كه می‌خواهد شرح دهد. اگر در هر لحظه از صحبت‌كردنش حرفش را قطع كنید یا اینكه برای كامل‌كردن جمله‌اش تلاش كنید هرگز او را نخواهید شناخت. این اتفاق فقط در لحظاتی كه او مستقیما در مورد خودش و احساساتش حرف می‌زند نمی‌افتد بلكه شما می‌توانید در تمام لحظاتی كه او در مورد اجتماع، كار، دوستان، خانواده و خودش صحبت می‌كند به دید او نسبت به زندگی پی ببرید و بیشتر با آنچه واقعا هست، آشنا شوید.رویا بافی نكنیدممكن است شما به انتظار این‌كه همسرتان روزی تغییر می‌كند با او ازدواج كرده باشید و بعد از ازدواج از او بخواهید كه تغییراتی در شغلش، درآمدش، رفتارش یا حتی ظاهرش اعمال كند. اگر همسرتان حاضر باشد برای رضایت شما هر كاری بكند، ممكن است این خواسته شما را هم بپذیرد و برای اعمال این تغییرات به شما وعده‌هایی هم بدهد اما درست زمانی كه همسرتان موفق به عملی كردن هیچ كدام از قول‌هایش نمی‌شود، زندگی شما وارد یك سراشیبی خطرساز می‌شود .
 روانشناسی رفتار با مردان
از خود می‌پرسید چرا او با وجود این‌كه نمی‌تواند سر قولش بماند مدام به شما وعده ساختن آینده‌ای متفاوت را می‌دهد؟ اگر قرار است ازدواج كنید یا این‌كه ازدواج كرده‌اید، باید همسرتان را همانطور كه هست بپذیرید. شاید او در جزئیات به مرور زمان تغییراتی بكند اما هرگز در ویژگی‌های اصلی شخصیتی یا شیوه زندگی او نمی‌توانید تغییرات بزرگی را ایجاد كنید.او اعتراف نمی‌كندهمه مردها اینطور نیستند اما بسیاری از آن‌ها از اعتراف به اشتباهات و شكست‌شان می‌ترسند. اگر همسرتان اشتباهی كرده اما به سختی حاضر به عذرخواهی می‌شود، گمان نكنید كه او متوجه كار نادرستش نشده او فقط از این‌كه قدرتش را از دست بدهد و مثل یك بازنده مقابل شما جلوه كند می‌ترسد.
 روانشناسی رفتار با مردان
سعی كنید با آرامشی كه بعد از صلح شما برقرار می‌شود به او بگویید كه گاهی به همین جمله ببخشید و متاسفم احتیاج دارید و این جملات ساده می‌تواند اعتماد شما را به منطق او بیشتر كند اما هرگز در لحظه اتفاق روی این موضوع كلنجار نروید و تنش‌ها را بیشتر نكنید.مردها ریزبین نیستندبه اطلاعاتی كه در مورد آدم‌ها به شما می‌دهد چندان تكیه نكنید. مردها هرگز نمی‌توانند به اندازه زنان ریز‌بین باشند و به همین دلیل ممكن است بخشی از این اطلاعات كه برای شما اهمیت حیاتی دارد برای‌شان بی‌اهمیت بوده و از گفتن‌شان خودداری ‌كنند.
 روانشناسی رفتار با مردان
سعی كنید این توصیف او در مورد آدم‌ها و موقعیت‌ها را تنها به‌عنوان یك پیش‌زمینه باور كنید و تا زمانی كه خودتان با آن افراد یا شرایط روبه‌رو نشده‌اید در موردشان قضاوت نكنید.
نمی‌گوییم كه آن‌ها همیشه در اشتباه هستند بلكه تنها معتقدیم آن‌ها به خیلی از جزئیاتی كه برای شما مهم و ارزشمند است توجه چندانی ندارند و برای آن‌ها ظاهر ماجرا همه ماجراست.
روانشناسی رفتار با مردان
روانشناسی رفتار با مردان در پورتال جامع فرانیاز
امیدواریم این پست فرانیاز مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته باشد.
 
همراه ما باشید در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز
 
روانشناسی رفتار با مردان در پورتال جامع فرانیاز

ارامش همراه با فرانیاز

روانشناسی

فرانیاز فراتر از نیاز

 
6 ژوئن

روانشناسی مردان

روانشناسی مردان , وقتی خانم ها با من صحبت می‌کنند معمولا اظهار می‌دارند که رفتار آقایان آنها را تا حدی گیج می‌کند و به درستی نمی توانند تشخیص دهند که مردها از آنها چه انتظاراتی دارند با ما همراه باشید در فرانیاز..

روانشناسی مردان

روانشناسی مردان در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز

روانشناسی مردان

وقتی خانم ها با من صحبت می‌کنند معمولا اظهار می‌دارند که رفتار آقایان آنها را تا حدی گیج می‌کند و به درستی نمی توانند تشخیص دهند که مردها از آنها چه انتظاراتی دارند. آنها از اینکه نمی توانند مردها را راضی نگه دارند اندکی ناراحت هستند. البته امروزه کمتر اتفاق می‌افتد که خانمی به رضایت و یا عدم رضایت مردها اهمیت دهد، چرا که خانم ها تصور می‌کنند که با در اختیار گذاشتن مسائل عاطفی تمام مشکلات به راحتی قابل حل شدن می‌باشد. تا زمانی که یک چنین دیدی نسبت به زندگی داشته باشید همه چیز بر وفق مراد پیش خواهد رفت، اما…

بدون توجه به اینکه چنین نقطه نظری درست است و یا اشتباه باید توجه داشته باشیم که مردهای امروزی، با تلاش هر چه بیشتر در پی یافتن جایگاه واقعی خود در اجتماع هستند. خانم هایی را داریم که به عضویت ارتش و پایگاه های فضایی در آمده اند و به خوبی از انجام وظایفی که بر گردن آنها نهاده می‌شود بر می‌آیند. آنها در سایر مشاغل صنعتی دیگر هم در حال پیشرفت و ترقی می‌باشند. رفته رفته قلعه مستحکم مردها در حال ویران شدن است و آنها احترام و ارج و قرب گذشته خود را کم کم از دست رفته می‌بینند.

آقایان کم کم متوجه می‌شوند که جایگاه آنها چنان که در گذشته بوده، نیست. دیگر هیچ رد پایی از زمانیکه مردها نان آور خانه بودند و خانم ها هم باید در خانه مینشستند و فرزندان خود را بزرگ می‌کردند، نمانده است. شاید چنین تغییر شگرفی مستلزم سپری شدن مدت زمان بسیار زیادی باشد اما همانطور که مشاهده می‌کنید این امر در جوامع غربی با روند چشم گیری در حال پیشروی است. این روزها مردها می‌دانند که اگر بخواهند برای خود همسری پیدا کنند باید سخت تر از گذشته کار کنند و خانم ها سنگ های بیشتری در جلو پایشان می‌اندازند.

روانشناسی مردان

خوب، حالا مردها واقعا به دنبال چه چیز هستند؟

اول از همه مردها به دنبال کسی هستند که تشنه عشق و محبت باشد. شاید این حرف بسیاری از خانم ها را غافلگیر کند اما مردها دوست دارند مورد دوست داشتن قرار بگیرند و خودشان نیز کسی را دوست بدارند. مشکل اینجاست که خانم ها برخورد بی احساس و سردی با آنها دارند. پیدا کردن خانمی که قابل دوست داشتن باشد کمی مشکل است و مردها از اینکه بفهمند دختر رویاهایشان را پیدا کرده اند خوشحال می‌شوند.

مردها دنبال خانمی می‌گردند که در نظرشان جذاب باشد. خانم ها اغلب تصور می‌کنند که مردها خیلی سطحی نگر بوده و تنها چیزی که برایشان اهمیت دارد وضعیت ظاهری خانم می‌باشد. مردها لزوما به دنبال خانم های زیبا نمی‌گردند ، بلکه آنها می‌خواهند کسی را داشته باشد که به وضعیت ظاهری خود افتخار کند (البته این کار را نباید بیش از اندازه انجام دهد). مردها از داشتن نامزدی که قیافه خوبی داشته باشد لذت می‌برند و من فکر نمی کنم که مردی چیزی جز این به شما بگوید.

روانشناسی مردان

مردها به دنبال خانم هایی هستند که بتوانند به آنها اعتماد کنند. کسی که آنها را به خاطر خودشان بخواهد، کسی که بتوانند به او ایمان داشته باشند. شاید برایتان عجیب باشد اما برخی از خانم ها قابل اعتماد نبوده و بسیار بی وفا هستند. همین امر باعث می‌شود که مردها محتاط تر عمل کنند. آقایون به شدت از بی وفایی و بد قولی بیزار هستند و به دنبال کسی می‌گردند که بتوانند از صمیم قلب به او اعتماد کنند.

مردها می‌خواهند برای خود تشکیل زندگی خانوادگی دهند و به دنبال شریکی هستند که بتواند با او در خانه زندگی کند. خانم هایی که در محیط های اجتماعی فعالیت می‌کنند نیز گرینه مناسبی برای انتخاب هستند چرا که آقایون تصور می‌کنند خیلی بهتر می‌توانند با این گونه افراد ارتباط برقرار کنند و ارتباطشان پایدار تر خواهد بود.

روانشناسی مردان

مردها به دنبال خانم هایی با روحیه زنانه و مهربان می‌گردند زیرا چنین خصوصیاتی باعث می‌شود که یک زن بتواند مادر بهتری برای بچه هایش باشد. البته این امر بدان خاطر نیست که مردها انتظار دارند خانم ها آنها را نیز تر و خشک کنند بلکه بدان خاطر است که دوست دارند فرزندانشان در آغوش مادر مهربان و دلسوزی پرورش پیدا کنند.

مردها به دنبال خانم های خوش مشرب هستند. بعضی از خانم ها خیلی سخت گیر بوده و برای جزئیات اهمیت بیش از اندازه ای قائل می‌شوند. آیا تا به حال دختر هایی را دیده اید که دارای خلق و خوی پسرانه هستند؟ مردها می‌خواهند از در کنار هم بودن با همسر خود لذت ببرند و احتیاج به محبت دارند به همین دلیل همیشه به دنبال فرد خوش طبعی هستند که بتوانند در کنار او به آرامشی که آرزوی آن را دارند دست پیدا کنند.

 

مردها به دنبال زن هایی هستند که حس و ظرافت زنانه خود را حفظ کرده باشند. البته منظور ما آن دسته از خانم هایی نیست که دائما به دنبال مد می‌روند و چهره خود را به انواع و اقسام اشکال مختلف در می‌آورند. بعضی از خانم ها هستند که در زمان عصبانیت هر چه که دلشان می‌خواهد بار طرف مقابل می‌کنند که این کار به هیچ وجه به مزاج آقایان سازگار نیست. مردها نمی خواهند رفتار همسرشان به اندازه خودشان بی شرمانه و توهین آمیز باشد.

مردها کسی را می‌خواهند که حامی و پشتیبانشان باشد. خیلی از خانم ها منتظر هستند که اشتباه کوچکی از آقا سر بزند که آنها را به باد انتقاد بگیرند و در مسائل خصوصی و حتی شغلی شان دخالت کنند. آقایان به ارتباط خود به عنوان یک سیستم محافظ نگاه می‌کنند زمانیکه خانم نتواند یک چنین حسی را در آنها به وجود آورد و از این گذشته تا آنجا که می‌تواند از آنها انتقاد هم بکند، چیزی نمی گذرد که دلسردی پیش می‌آورد.

مردها از خانم های عصبی که تمام مدت داد و فریاد می‌کنند خوششان نمی آید. آنها خانم هایی را می‌پسندند که اهل بحث و گفتگو باشند و قادر باشند که مشکلاتشان را از راه های منطقی حل کنند.

روانشناسی مردان

معمولا آقایان در مورد مسائل عاطفی و روابط زناشویی اندکی خود دار تر از خانم ها هستند. باور کنید که حقیقت دارد. مردها می‌دانند که از همسر خود چه می‌خواهند و به همین دلیل توجه خود را بر روی آن معطوف می‌کنند. شما به هیچ وجه آن همه شور و اشتیاقی که به مردها نسبت می‌دهند را نمی‌توانید در دنیای واقعی در وجودشان پیدا کنید. مردها در جهان واقعی بسیار محافظه کار هستند.

مردها به دنبال همسری می‌گردند که به آنها متعهد باشد. مردها نامزدی را دوست دارند که بتوانند به او اعتماد کنند و مشکلات و ناراحتی هایشان را با او در میان بگذارند. تعهد مثل یک خیابان یکطرفه نیست و باید از جانب هر دو طرف رعایت شود. چنین نیازی برای همیشه در وجود تمام مردها باقی خواهد ماند.

مردها دوست ندارند که تنها زندگی کنند.

روانشناسی مردان

روانشناسی مردان در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز

امیدواریم این پست فرانیاز مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته باشد.
 
همراه ما باشید در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز
 
روانشناسی مردان در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز

ارامش همراه با فرانیاز

روانشناسی

فرانیاز فراتر از نیاز

 
6 ژوئن

روانشناسی عمومی

روانشناسی عمومی خیلی از دوستان سوال می کنند که چه تفاوتی بین گرایشهای روانشناسی بالینی و عمومی هست؟ بازار کار در روانشناسی عمومی چه طوره؟ خیلی فرق میکنه اگر من روانشناسی عمومی خونده باشم؟ در این پست قصد داریم به این سوال شایع پاسخ دهیم. باما همراه باشید در فرانیاز

روانشناسی عمومی

روانشناسی عمومی در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز

روانشناسی عمومی

در ابتدا نظرات دوست عزیزم، خانم رزا شفیعی، رتبه شش کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، فارغ التحصیل دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی ارشد گرایش عمومی و کارشناسی در گرایش بالینی، را می نویسم تا از فرد آگاه تری در این زمینه اطلاعات بگیریم. امیدوارم مفید واقع شود.

* روان‌شناسی بالینی شاخه‌ای از روان‌شناسی است که به درک، پیش‌بینی و درمان نابهنجاری، ناتوانی و آشفتگی‌های شناختی، هیجانی، زیست‌شناختی، روان‌شناختی، اجتماعی و رفتاری کمک می‌کند (رزنیک، ۱۹۹۱). در حالیکه در روان شناسی عمومی جنبه نظری علم روان شناسی و مفاهیم بنیادی روان شناسی مثل یادگیری، حافظه، انگیزش و هیجان و احساس و ادراک مورد بررسی، مطالعه و پژوهش قرار می گیرند.
 روانشناسی عمومی
** در کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، حوزه درمان مد نظر است. یعنی دوستانی که در حال تحصیل مقطع ارشد روانشناسی بالینی هستند، علاوه بر امار و روش تحقیق که لازمه هر رشته ایست، دروس مرتبط با ریشه یابی علل و درمان بیماری ها را می گذرانند؛ آسیب پیشرفته، ارزیابی و تشخیص و مداخله و درمان بیماری ها (با توجه به هر دانشگاه و اساتید، درمان متناسب با حوزه کاری اساتید ارائه می شود). در کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، تمامی شاخه ها و نظریه ها به صورت بنیادی مورد بررسی قرار می گیرد. روانشناسی عمومی پیشرفته، رشد پیشرفته، آسیب پیشرفته، فیزیولوژی پیشرفته و آمار و روش تحقیق پیشرفته از جمله درس هایی است که در کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی به آن پرداخته می شود. یعنی گلچین بنیادی از مباحث و دروس دوره کارشناسی!
روانشناسی عمومی
 
*** کارشناسی ارشد روان‌شناسی بالینی به عنوان روان‌شناس بالینی به کار روان درمانی در بیمارستان‌‌های روانی، کلینیک‌‌های روان‌شناسی، مراکز مشاوره و راهنمایی، سازمان بهزیستی و ادارات مربوطه به صورت فردی یا گروهی می پردازد. هدف کارشناس ارشد عمومی تعلیم پژوهشگر بوده اما در حال حاضر کارشناس ارشـد روان شناسی عمومی نیز ‌می‌تواند به کار درمان مشکلات خانوادگی، بین فردی، فردی، تحصیلی، شغلی، زناشویی و پژوهش‌‌‌های روان شناختی، خدمات روان شناسی در مراکز بهزیستی و بهداشت روانی بپردازد. گرچه می توان گفت بازار کار این دو شاخه از روان شناسی همپوشانی زیادی با یکدیگر دارد، اما پذیرش سازمان ها و دانشگاه ها برای کار، نسبت به روان شناسان بالینی بیشتر است. کلینیک های ترک اعتیاد، روان درمانی های فردی، زوجی و کودک، درمان های نوین نوروفیدبک و … از گستره کارهایی است که روان شناسان می توانند در آن فعالیت کنند.
روانشناسی عمومی
 
****هم روان شناس بالینی و هم عمومی لازم است قبل از کار مشاوره از سازمان نظام روان شناسی و مشاوره ایران مجوز بگیرند. آندسته از دوستانی که کارشناسی نامرتبط دارند، برای مجوز از نظام لازم است پس از پایان دوره کارشناسی ارشد و گذراندن میزان کارورزی معین شده، امتحانی مبنی بر داشتن دانش لازم در این رشته را نیز بگذرانند.
 
 
همین جا از رزا جان واقعا تشکر میکنم. عالی توضیح دادند و نیازی به توضیح اضافی نیست.  طبق گفته های ایشان، روانشناسی عمومی شاخه ای است که به بررسی نظریه ها به شکل بنیادی می پردازد و هدف ان تعلیم پژوهشگر است اما عملا این افراد نیز می توانند مجوز مطب بگیرند و کار درمان انجام دهند.
 
اینکه شما روانشناسی عمومی را به جای روانشناسی بالینی انتخاب کنید می تواند چند دلیل داشته باشد. اول اینکه مشخصا قبولی گرایش عمومی راحت تر است و ظرفیت ها بیشتر. اگر برای شما تفاوت هایی که در بالا ذکر شد اهمیت چندانی ندارد و زمان زیادی هم برای مطالعه گرایش بالینی ندارید یا به هر دلیلی فکر می کنید که قبولی گرایش بالینی برای شما سخت تر است، بهتر است که روی گرایش عمومی سرمایه گذاری کنید. بعد از قبولی در گرایش عمومی اگر به کار بالینی علاقه داشتید خودتان با کارهای شخصی و تجارب بالینی این شکاف کار بالینی را پر می کنید، البته اگر واقعا این شکاف وجود داشته باشد!
روانشناسی عمومی
 
موضوع دیگر اینکه برای برخی دوستان دانشگاهی که تحصیل می کنند اهمیت بیشتری از گرایش دارد. برای مثال گرایش عمومی دانشگاه تهران بهتر از گرایش بالینی یک شهرستان باشد. این یک تصمیم شخصی است که دلایل مختلفی دارد. به نظر من هم بودن در یک دانشگاه معتبرتر می تواند شما را با فضای جدید، اساتید جدید و گرایش های کاری جدید اشنا کند و از انجا که اغلب اساتید دو گرایش مشابه هستند از انها استفاده کنید. همچنین برای شرکت در کنکور دکتری ضریبی که به معدل شما داده خواهد شد بر حسب دانشگاه برتر بیشتر خواهد بود. با این حال همه اینها به این برمی گردد که شما تفاوت های فوق را پذیرفته باشید و به آنچه که در دانشگاه تدریس می شود قناعت نکنید. 
 روانشناسی عمومی
همچنین یک سوال شایع دیگر این است که هر دو درس روانشناسی عمومی و بالینی را بخوانیم و هر دو را پاسخ دهیم. بله این هم گزینه خوبی است اما یکی از شرایط مهم ان زمان است. شما اگر درس عمومی را به دروستان اضافه کنید نمی توانید از زمانی که برای باقی دروس و برای درس بالینی گذاشته اید کم کنید. فقط در صورتی این امکان وجود دارد که با عمومی هم مثل درسی مجزا برخورد کنید و تایم لازم را برای آن بگذارید. در صورتی که این زمان را نداشته باشید باید یکی از اینها را در اولویت بگذارید هم برای مطالعه هم برای سر جلسه که کدام یک اولویت دارد. نمی توانید هر دو را سطحی بخوانید. گرچه ممکن است حتی عمومی را نزنید و رتبه خوبی هم بیاورید. مثل من که اصلا عمومی نزدم و رتبه ۵۰ در این گرایش به دست امد. این البته به سال خاص شما بستگی دارد که باقی دروس به چه شکل تاثیر بگذارد. خوب در مقابل ۶ بالینی که روی آن سرمایه گذاری کرده بودم به چشم نیامد اما رتبه خوبی بود! بنابراین نظر شخصی من سرمایه گذاری روی یک درس است و هر دو فقط در صورتی که زمان کافی داشته باشید.
روانشناسی عمومی
روانشناسی عمومی در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز
امیدواریم این پست فرانیاز مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته باشد.
 
همراه ما باشید در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز
 
روانشناسی عمومی در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز

ارامش همراه با فرانیاز

روانشناسی

فرانیاز فراتر از نیاز

 
6 ژوئن

روانشناسی اجتماعی

روانشناسی اجتماعی مطالعه موضوعات، مشکلات و مسائل مرتبط با روانشناسی وجامعه است.[۱] روانشناسی اجتماعی، اثرات حضور دیگران را بر رفتار فرد یا رفتار خود را تحت تأثیر گروه مورد بررسی و مطالعه قرار می‌دهد.

روانشناسی اجتماعی

روانشناسی اجتماعی در پورتال جامع فرانیاز

روانشناسی اجتماعی

صاحبنظران ، روان شناسی اجتماعی را در حکم تلاشی برای درک و توضیح چگونگی تاثیر حضور واقعی ، خیالی یا ضمنی دیگران بر افکار ، احساسات و رفتار فرد می‌دانند. اصطلاح حضور ضمنی اشاره به فعالیتهای بسیاری دارد که شخص به علت نقش خود در یک ساختار پیچیده و یا به دلیل عضویتش در یک گروه فرهنگی به خصوص ، درگیر آنها می‌شود.

روانشناسی اجتماعی

تاریخچه روان شناسی اجتماعی

توجه به تاثیر اجتماع بر فرد و تعامل فرد و جامعه موضوعی نیست که بشر صرفا در قرن بیستم و با ظهور علم روان شناسی جدید به آن عنایت کرده باشد. بسیاری از فلاسفه و حکما از زمانهای بسیار دور موضوعات روان شناسی اجتماعی را به زبان خود و با روشهای مرسوم عصر خویش مورد بحث و بررسی قرار داده‌اند. از نویسندگان غربی نزدیکترین آنان به عصر ما که در این راه کوشیده‌اند، نام دانشمندان فرانسوی تارد و لوبون از همه بیشتر دیده می‌شود.

اینان تحت تاثیر روان شناسی عصر خود به ویژه روان شناسی شارکو ، رفتارهای اجتماعی را حاصل تقلید و تلقین دانسته و هر یک از دید خود کیفیت نفوذ اجتماع بر فرد را توضیح داده‌اند. این کوششها بالاخره در دهه اول قرن حاضر به نوشتن اولین کتابهای روان شناسی اجتماعی توسط راس و مکدوگال از انگلیس و وونت از آلمان انجامید. از آن تاریخ این دانش اجتماعی به ویژه در امریکا ، آهنگ رشد پرشتابی به خود گرفت و از جهات مختلف دستخوش تحول و تکامل شد.

به مرور روشهای دقیق تجربی در تار و پود این علم رسوخ کرد و نیازهای اجتماعی مسیر آن را از بحثهای صرفا نظری به جانب حوزه‌های کاربردی مختلف هدایت کرد. موضوعات اصلی این شاخه در طی صد سالی که از عمر آن می‌گذرد، تفاوت عمده نکرده است و تغییرات مشاهده شده به منظور استوار سازی روشهای تحقیق و گسترش موضوعات قبلی بوده است.

روان شناسی اجتماعی در طول عمر خود گهگاه با بحرانهایی جدی مواجه شده است که حملات پیاپی منتقدان در دهه 70 نمونه‌ای از آن است. در این دوره منتقدان درباره فایده و نیز علمی بودن آن سوالاتی بنیادین مطرح کردند، اما روان شناسی اجتماعی با درگیر شدن روز افزون در روند حل معضلات اجتماعی به تثبیت موقعیت خود در میان سایر علوم انسانی و اجتماعی پرداخته است.

روانشناسی اجتماعی

ارتباط روان شناسی اجتماعی با سایر علوم

آنچه مشخص است میان روان شناسی اجتماعی با سایر رشته‌های علوم اجتماعی مرز روشنی وجود ندارد. روان شناسی اجتماعی با علوم سیاسی و اقتصادی و انسان شناسی فرهنگی همپوشی دارد و در بسیاری از جنبه‌ها از روان شناسی عمومی قابل تفکیک نیست، به همین ترتیب با جامعه شناسی نیز نزدیک است. ای. آ. راس نویسنده اولین کتابی که با نام روان شناسی اجتماعی منتشر شد، یک جامعه شناس بود.

این رشته به طبیعت اجتماعی افراد علاقمندی خاصی دارد. برخلاف آن علوم سیاسی ، جامعه شناسی و انسان شناسی فرهنگی در کار خود به نظامهای سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر محیطی که فرد در آن زندگی می‌کند، می‌پردازند. این رشته‌ها علاقمندند سیر جامعه را بدون آن که توجهی به فرد داشته باشند، پی بگیرند در حالیکه روان شناسی اجتماعی علاقمند است بداند چگونه هر یک از اعضای جامعه از محرکهای محیط اطراف تاثیر می‌پذیرد.

روانشناسی اجتماعی ارتباط مستقیمی هم با روانشناسی و هم با جامعه شناسی دارد. این رشته تاثیر متقابل فرد با گروه یا جامعه را بررسی می‌کند. بعبارت دیگر روانشناسی اجتماعی اثری را که جامعه یا گروه بر فرد باقی می‌گذارد مورد مطالعه قرار می‌دهد. گاه نیز در مورد بعضی از پدیده‌های اجتماعی , مرز مشخصی میان روانشناسی اجتماعی و جامعه شناسی دیده نمی‌شوند ولی بطور خلاصه باید گفت که در ارتباط با گروه اجتماعی , جامعه شناسی اساساً و بالاخص به رفتار گروه توجه دارد و روانشناسی اجتماعی به رفتار فرد در وضعیت گروهی علاقه نشان می‌دهد.

از سوی دیگر روان شناسی اجتماعی شاخه‌ای از روان شناسی عمومی است و هر دو بر یک نکته تاکید دارند؛ طبیعت بشر آن گونه که در شخص نهفته است. از این رو ، روان شناسی اجتماعی با روان شناسی عمومی همپوشی دارد، ولی با آن یکی نیست.

روانشناسی اجتماعی

روش پژوهش در روان شناسی اجتماعی

در این رشته همچون سایر علوم از روشهای معتبر علمی برای بررسی موضوعات مورد نظر استفاده می‌شود. از آنجا که این شاخه ، از شاخه‌های علوم انسانی است و با روان شناسی و علوم اجتماعی پیوند دارد، از روشهای رایج در این دو حوزه استفاده می‌کند. مهمترین روشهای مورد استفاده برای جمع‌آوری داده‌ها ، بسته به نوع موضوع مورد پژوهش ، مشاهده ، مصاحبه و اجرای پرسشنامه را شامل می‌شود. روش گروه سنجشی و سنجشهای نگرش نیز مانند علوم اجتماعی کاربرد زیادی در این شاخه دارد.

در تحقیقات بعمل آمده مطالعه رفتارهای فردی را به روانشناسی , جامعه را به جامعه شناسی و بالاخره فرهنگ را به مردم شناسی (انسان شناسی فرهنگی), اختصاص داده‌اند, اکنون رفته رفته به این حقیقت وقوف حاصل گردیده است که تداخل فرد و جامعه و فرهنگ و تاثیر متقابل آنها آنچنان دائمی و مستمر است که پژوهشگری که قصد مطالعه درباره یکی از آنها را دارد, بدون مراجعه به دو بحث دیگر نمی‌تواند تحقیق کاملی را ارائه نماید.<

روانشناسی اجتماعی

موضوعات مورد مطالعه در روان شناسی اجتماعی

مسائلی مثل رقابت در گروه , ستیزه , همکاری , سبقت جویی , رهبری و بطور کلی کنشهای متقابل گروهی از اهم موضوعاتی است که در روانشناسی اجتماعی مورد بررسی واقع می‌گردد, بنابراین می‌توان حیطه تحقیق در روانشناسی اجتماعی را در موارد زیر خلاصه نمود:

  • اثر جامعه در فرد از طریق اجتماعی شدن
  • اثر فرد بر جامعه از طریق پدیده‌هایی مانند رهبری
  • روابط میان افراد و کنشهای متقابل آنها در پدیده‌هایی مثل ستیزه , رقابت , سازگاری و … .

رفتار فرد در گروه ، مساله همرنگی ، بررسی نگرش و تغییرات آن ، تاثیر عوامل اجتماعی روی رفتار مثلا اثر تلویزیون بر خشونت و یا تاثیر جنگها بر روان افراد و … ، توجیه خود ، مساله اسنادها و ارتباطات و … عمده‌ترین مباحث مورد علاقه روان شناسان اجتماعی است. همچنین روان شناسی اجتماعی با پدیده‌های رایج و جاری اجتماعی به صورت کاربردی درگیر است. به عنوان مثال مساله استرس و بررسی عوامل اجتماعی موثر در بروز آن در جوامع پیشرفته بسیار مورد توجه روان شناسان اجتماعی است که در تلاش برای رفع این عوامل مثلا عامل ازدحام در جوامع پرجمعیت می‌باشند. همچنین در دهه‌های اخیر شاهد خدمات مهم روان شناسان اجتماعی در زمینه‌های مهمی چون روابط پزشک و بیمار ، واکنش در برابر اطلاعات تشخیصی ، مهار بیماری و تجربه درد بر مبنای نظریه اسنادها بوده‌ایم.

روانشناسی اجتماعی

سرانجام باید به درگیری فزاینده روان شناسان اجتماعی در مطالعه مسائلی اشاره کرد که از دستگاههای قانونی و نظامهای دادرسی سرچشمه می‌گیرد. در این حیطه روان شناسان اجتماعی به فرایند محاکمه ، روانشناسی شهادت ، اعتراف و … پرداخته‌اند. همچنین در فرایند طرح و اجرای مقررات اجتماعی مثلا مقررات راهنمایی رانندگی از یاخته‌های روان شناسی اجتماعی استفاده بهینه‌ای به عمل آمده است.

روانشناسی اجتماعی مطالعه موضوعات، مشکلات و مسائل مرتبط با روانشناسی وجامعه است.[۱] روانشناسی اجتماعی، اثرات حضور دیگران را بر رفتار فرد یا رفتار خود را تحت تأثیر گروه مورد بررسی و مطالعه قرار می‌دهد. روشن است که تأثیر دیگران بر فرد مستلزم وجود روابط متقابل بین خود با دیگران است، بنابراین به یک تعریف دیگر روان‌شناسی اجتماعی به عنوان علم مطالعه رفتار متقابل بین انسان‌ها یا علم مطالعه تعامل انسان‌ها شناخته می‌شود. تعریف دیگری نیز شده است ازجمله :روانشناسی اجتماعی روش مطالعهٔ علمی رفتار و واکنش و عملکردهای فرد در حضور جمع یا حضور تلویحی افراد است. تفاوت روانشناسی اجتماعی با جامعه‌شناسی در این است که جامعه‌شناسی کلیات جامعه از جمله آمار، مهاجرت، نسبت تعداد افراد براساس جنسیت وحرکت جامعه به سوی گرایش خاص را بررسی می‌کند اما روانشناسی اجتماعی رفتار فرد در جامعه را بررسی می‌کند و تفاوت آن با روانشناسی عمومی تنها یک تفاوت اعلام شده است که روانشناسی عمومی به بررسی مسائلی عمومی تر می‌پردازد. کتاب روانشناسی اجتماعی به تألیف الیوت ارونسون یکی از کتاب‌های معتبر این رشته است. روانشناسی اجتماعی به مطالعه تمامی حرکات، افکار، رفتارها و کنش‌ها و واکنش‌های فرد در فضای جامعه می‌پردازد که فرد برای رفع نیازهای جنسی و غریزی خود بروز می‌دهد. بنابر این اگر برخی رفتارهای فرد در جامعه ناشی از چیزی غیر از رفع نیاز باشد روانشناسی اجتماعی به آن نمی‌پردازد مثل اقدام فرد به حل یک مسئله ریاضی و یا نفس کشیدن.

روانشناسی اجتماعی

روانشناسی اجتماعی در پورتال جامع فرانیاز

امیدواریم این پست فرانیاز مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته باشد.
 
همراه ما باشید در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز
 
روانشناسی اجتماعی در پورتال جامع فرانیاز

ارامش همراه با فرانیاز

روانشناسی

فرانیاز فراتر از نیاز

 

 

 

6 ژوئن

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها,یکی از شگفتی های آفرینش، وجود تفاوت ها بین زنان و مردان است. بیولوژیست ها و پژوهش گران، پس از بررسی و تحقیق های متعدد، به این نتیجه دست یافتند که رفتارهای ذهنی و فکری زنان و مردان در پاره ای از صفت های اصلی به صورت ذاتی، با هم فرق داشته و تحت تاثیر جنسیت، به گونه ای متفاوت از یکدیگر، عمل می کنند.

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

تفاوت های بیولوژیکی

نـه تـنـه سـاخـتـار مغز زنان و مردان با یکدیگر متفاوت می باشد، بلکه مـردان و زنان از مغزشان بطـرز مــتفاوتی استفاده می کنند. در مغز زنان اتصالات و ارتباطات بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود داشـته کـه بـه آنــها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند. از طرف دیگر در مردان ارتبـاط کمتری بین دو نیمکره مغزشان وجود داشته و به آنها این قابلیت را میدهد تا دارای مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری فضایی باشند.

بیشتر عادات مردان و زنان را می توان توسط نقش آنها در روند تکامل توضیح داد. بـا وجود آنکه شرایط زندگی تغییر کرده باز هم زنان و مردان تمایل دارند از برنامه بیولوژیکی خـود پیـروی کننـد. مـردان قـادر هستـند تــا مسیر حرکت خود را بخاطر بسپارند. زیـرا در گذشته مردان می بـایـست شـکـار خـود را ردیـابـی کـرده و آن را گـرفتــه و بـه خـانــه باز میگرداندند در حالی که زنان دارای دید محیطی بهتری می باشند که بـه آنـها کمک می کند اتفاقات پیرامون مـنـزل خـود را زیـر نـظـر گـرفـتـه و خـطـر در حـال نـزدیـک شدن به خانه را شنـاسایی کنند. مـغز مــردان برای شکار کردن برنامه ریزی شده که حـوزه دید محدود و بـاریـک آنـها را توجـیـه مـی کند امـا مـغـز زنـان قـادر اسـت دامـنـه اطـلاعات وسیـعتری را رمزگشایی کند.

مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر می تـوانند این حس را پنهان سازند. نمایان ساختن حس حسادت در زنان احتمالا به همان روحیه ای بر می گردد که در خود احساس ضعف نموده و انتقاد از خود داشته و به دوست داشتنی بودن خود مطمئن نیستند.

مـردان صداهای گوشخراش، دست دادن محکم و رنگ قرمز را ترجیح میدهند. مـردان در حل مسائل فنی بهتر می باشند. زنان دارای گوش تیزتری میباشند و هنـگام صحبت کردن از واژه های بیشتری استفاده می کنند و در تکمـیل و اتـمام وظـایف بطور مستقل بهتر از مردان می باشند.

هنگامی که مردان وارد اطاق می شوند بدنبال راه خروج می گردند، خـطـر احـتمالی را برآورد کرده و راههای گریز را می سنجد. در حالیکه زنان به چهره میهمانان توجه می کنند تا پـی ببرند که میـهمانـان چه کسانی بوده و چه احساسی دارند. مردان قادر می باشند تا اطلاعات را طبقه بندی کرده و در مغزشان ذخیره کنند. زنـان تمایل دارند تا اطلاعات را بارها و بارها در مغزشان مرور کنند. هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمی گردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

 روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

تفاوتهای روانشناسی

 روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انهاروانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

 روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

مردان موقعیتها و اوضاع را بطور کلی درک می کنند و تفکر کلی و جـامع دارند در حالی که زنان موضعی می اندیشند و به روی جزئیات و نکات ظریف تمرکز می کنند.

مردان سازنده و خلاق می باشند. آنـهـا ریسک پذیـر بـوده و بـدنبال تجربه های جدید می باشند در حالی که زنان با ارزشترین اطلاعات را برگزیده و آن را به نسل بـعد انتقال می دهند.

مردان در تفکرات و اعمالشان استقلال دارند در حالی که زنـان تـمـایل دارند از عقاید پیشنهادی دیگران پیروی کنند.

ارزیابی زنان از خودشان در سطح پایینتری از مردان می بـاشد. زنـان تـمایل دارند از خودشان انتقاد کنند در حالی که مردان بیشتر از عملکرد خودشان رضایت دارند. و شاید این موضوع به تربیت خانوادگی و فرهنگ رایج مرتبط باشد که سعی دارند دختران خود را بسیار مورد رضایت دیگران و خوشایند اطرافیان رشد دهند. و بیش از آنکه پذیرش بی قید و شرط را به آنان بیاموزند خود انتقادی و عدم رضایت از خود را آموزش می دهند.

مردان و زنان دارای معیارهای متفاوتی برای رضایتمندی در زندگی می باشند. مردان برای شغل مناسب و موفقیت در کارها و زنان به خانواده و فرزندان ارزش قائل می باشند. زنی که از نظر شوهرش پذیرفته و کورد اعتماد است نگرش های مثبتی به خود دارد و بخش عظیمی از اهداف او را روابط خوب و دوستانه با اطرافیان تشکیل می دهد

مردان نیاز مبرمی دارند تـا بـه اهـدافشـان جـامـه عـمـل بـپـوشانـند اما زنان رابطه با دیگران را در درجه نخست اهمیت قرار می دهند.

هنگامی که زنان مشکلاتشان را بـا مـردان در میان می گذارند دنبال راه حل نمی گردند آنها تنها نیاز دارند تا فردی به حرفهایشان گوش دهد.

مردان دو برابر زنان بیمار می شوند البته زنان نیـز بـیشتر بـه سـلامتـی خود اهمیت می دهند.

زنان درد و کار یکنواخت را بهتر از مردان تحمل می کنند.

بر خلاف تصور عام مردان بیـشتر از زنـان حـرف زده و بیشـتر سـخنــان دیگران را قطع می کنند.

مردان و زنان دارای حس حسادت یکسان بوده اما مردان بهتر می تـوانند این حس را پنهان سازند. نمایان ساختن حس حسادت در زنان احتمالا به همان روحیه ای بر می گردد که در خود احساس ضعف نموده و انتقاد از خود داشته و به دوست داشتنی بودن خود مطمئن نیستند

بخشی از تفاوت های مردان و زنان را به صورت زیر می توان عنوان نمود:

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها
1- دیدگاه زنان و مردان نسبت به مسائل زناشویی کاملا متفاوت است
حتما شنیده اید که رابطه زناشویی در زنان با عواطف مثبت و احساسات گره خورده است در حالی که در مردها، بیشتر جنبه های فیزیولوژیک دارد. این شاید مهم ترین تفاوت زن و مرد باشد که خیلی وقت ها در زندگی مشترک نادیده می ماند و دلخوری هایی را به وجود می آورد.

2 – زنان تشریفات را دوست دارند.
مردان کمتر تشریفاتی هستند.

3 – استقلال برای مردان اهمیت بسیاری دارد
مردها می خواهند که در مورد مسائل مالی و معاملات و سایر موارد مشابه، مستقل عمل کنند. مخالفت همسر یا عدم توجه او به این نکته، می تواند مشکلات و موانعی در زندگی مشترک ایجاد کند زیرا مرد تصور می کند که به احساس استقلالش، لطمه خورده است.

4 – زنان، رابطه گرا بوده و تمایل به تماشا و نظر دارند و استعداد بیشتری برای بینش و شهود از خود نشان می دهند.

مردان، هدف گرا بوده و به عمل و آزمایش، بیشتر تمایل نشان داده و استعداد بیشتری برای ارائه دلیل و منطق دارند.

5 – زنان می خواهند مورد حمایت باشند و به این حمایت اهمیت می دهند
اگر زن حس کند از طرف همسرش مورد بی توجهی و بی مسئولیتی قرار گرفته، به شدت آزرده می شود و واکنش های عاطفی شدید نشان می دهد. زیرا آنچه برای زن ها اهمیت دارد، آن است که حس کنند همسرشان به آنان احترام می گذارد، بی وقفه به آنها توجه دارد و سلامت، شادابی، عقاید و حتی تغییرات او برایش مهم است.

6 – زنان نفوذ همسران خود را راحت تر می پذیرند.

مردان در مقابل نفوذ زنان از خود مقاومت نشان می دهند.

7 – مدیریت خانه برای مردها بسیار مهم است
تقریبا در تمام فرهنگ ها مرد به عنوان قدرت اول خانواده شناخته شده است. مردها می خواهند هسته و ستون اصلی خانواده باشند و در خانواده هایی که زن بدون نظرخواهی و مشورت همسرش درباره مسائل خانوادگی تصمیم می گیرد، معمولاً مشکلات زیادی مشاهده می شود که سرکوب شدن اعتماد به نفس مرد را می توان یکی از این ناراحتی ها دانست. البته این که مرد، قدرت اول خانواده باشد بدان معنا نیست که مرد، در یک نقش دیکتاتوری ظاهر شود بلکه منظور از این مسئله مدیریتی است که باید بر عهده مرد قرار بگیرد.

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

مهم ترین تفاوت زن و مرد تفاوت در دیدگاه آنها نسبت به مسائل زناشویی است

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

8 – ترس زنان بیشتر است تا خشم شان.

مردان بیشتر از این که بترسند، خشمگین می شوند.

9 – صحبت کردن و ارتباطات اجتماعی برای زنان مهم است
زن ها با دور هم جمع شدن و صحبت کردن، بسیاری از نگرانی ها، استرس ها و ناراحتی های خود را تعدیل وتخلیه می کنند. تمایل به ارتباطات اجتماعی و حرف زدن در زنان بیشتر از مردان است. به همین دلیل چنانچه درک و آگاهی زن و مرد، نسبت به این خصوصیت ضعیف باشد، مطمئناً آنان را دچار سوء تفاهمات جدی در زندگی مشترک خواهد کرد.

10- زنان تحمل بیشتری در برابر رنج بدنی نشان می دهند تا رنج روحی.مردان در برابر رنج روحی، مقاومت بیشتری از خود نشان می دهند.

11- نگاه مردان به مسائل، کلی تر است
مردها معمولاً وارد جزئیات و نکات ظریف نمی شوند، در حالی که زن ها به عمق مسائل و اجزاء ریز در ارتباطات و دیگر موارد، توجه زیادی دارند. معمولا این خصوصیات زن و مرد، موجب می شود زن تصور کند مرد در باره بسیاری از مسائل بی دقت و بدون توجه است و مرد نیز همسرش را فردی حساس و ریزبین بداند که همیشه ذهن خود را برای موارد و مسائل پیش پا افتاده و کم اهمیت، درگیر و مشغول می کند.

12 – زنان سعی دارند فرزندانشان، همواره راضی و راحت باشند.
مردان، فرزندانشان را برای استقلال، مقابله با خطر و سختی ها آماده می سازند.۷ جذابیت های جسمی و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد

13 – جذابیت های جسمی و آراستگی برای مردها بسیار اهمیت دارد
مردها بیش از زن ها تحت تأثیر جذابیت های جسمی و آراستگی زن قرار می گیرند که این نیز یکی دیگر از تفاوت های مهم آنهاست.

14 – مادر، همه فرزندان خود را به طور تقریبی یکسان دوست دارد؛ مهر و محبت او مشروط به اطاعت و بروز استعداد نیست.
پدران، فرزندانی را که از آنان حرف شنوی داشته و در امر تحصیل، اجتماعی و حرفه اش موفق تر باشند، بیشتر دوست دارند.

15 – زن ها عاطفی تر از مردها هستند
یکی دیگر از تفاوت های عمده بین زن و مرد، عاطفی تر بودن زنان است و این انتظاری است که زن ها، از مردها نیز دارند! مثلاً زنی که همواره تاریخ دقیق روز ازدواج ، تاریخ تولد همسر، مکان آشنایی و … را به یاد دارد و چه بسا به مناسبت آنها، برای همسر خود، هدیه هایی هم تهیه کند، وقتی با شوهری روبه رو می شود که نسبت به این مسائل بی اعتنا یا فراموشکار است، پیش از هر چیز فکر می کند که همسرش نسبت به او بی علاقه و بی اهمیت است.

16 –  زنان در انتخاب همسر، مسایل بسیاری از جمله: وضع مالی، آینده، موقعیت اجتماعی، شغلی و … را در نظر می گیرند.

مردان سریع تر و راحت تر از زنان، درصدد ازدواج با همسر مورد علاقه شان برمی آیند.

17 – در چهره زنان، هنگام گفت و گو حالت های ترس، خشم، تعجب، آرامش، اضطراب و لذت به خوبی قابل رویت است.
مردان در هنگام گوش دادن، خونسرد بوده و چهره شان دچار تغییرهای زیادی نمی شود.

18 – زنان هنگامی که اندیشه های غم انگیز و ناراحت کننده ای دارند، واکنش های هیجانی تر و احساسی تری را نسبت به مردان از خود بروز می دهند.
مردان در برخورد با افکار غم انگیز و رویدادهای ناراحت کننده، احساس های خود را بروز نداده یا کمتر بروز می دهند.

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

وجود تفاوت ها در زن و مرد باعث کامل شدن آنها میشود

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

از مقایسه خصوصیات و ویژگی های زنان و مردان، می توان نتیجه های زیر را به دست آورد:

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها
1 – زنان و مردان، مکمل یکدیگر هستند؛ ویژگی مردان، کمبودهای زنان و ویژگی های زنان، کمبودهای مردان را تکمیل می کند.

2 – وقتی زن و مرد تفاوت های یکدیگر را بدانند و آنها را بپذیرند، ارتباط قوی و موثری بین آنان برقرار می شود و عشق، فرصت شکوفایی پیدا می کند.

3 – یکی از علت های اصلی ستیزه ها و کشمکش های دائمی، عذاب آور و جان فرسا بین زن و شوهرها، این است که مردان، زنان را با “ویژگی های خود” ارزیابی می کنند و زنان، مردان را با “مقیاس خود” می سنجند. سنجش مایعات با متر و منسوجات با لیتر، همان قدر صحیح است که مردان و زنان، خصوصیات خود را با یکدیگر مقایسه کرده و به سنجش و ارزیابی هم بپردازند.

4 – زنان در برخورد با مسایل و مشکلات، به جزئیات، توجه بیشتری داشته و احساسی تر عمل می کنند، ولی مردان در مقابله با مشکلات و مسایل، کلی نگری کرده و منطقی تر عمل می کنند.

5 – در قیاس بین ویژگی های زنان و مردان، نبایستی فکر کنیم که خصوصیات مردان، از خصوصیات زنان بهتر است و یا برعکس.ممکن است هرکدام دریک ویژگی برتر باشد و در ویژگی دیگر اینطور نباشد.

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

تفاوت زن و مرد از نظر روانشناسی

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

گاهی از وجود تفاوت های فردی بین انسان ها، چه کودکان و چه بزرگسالان، به اندازه خلقت انسان قدمت دارد. زیرا انسان های اولیه زمانی که در غارها یا جنگل ها زندگی می کردند، از متفاوت بودن یکدیگر کاملاً آگاه بودند، بدین صورت که وقتی به هم می رسیدند بلافاصله زور بازوی یکدیگر را تخمین می زدند؛ اگر طرف مقابل را ضعیفتر از خود می یافتند فوراً طعمه اش را از دستش می گرفتند و برعکس، اگر در می یافتند که حریف پنجه پر زورتر از آنها دارد، فوراً از سر راهش کنار می رفتند.

اگر تاریخ را ورق بزنیم در هیچ دوره ای نخواهیم دید که انسان ها خواه به صورت رسمی و خواه به صورت غیر رسمی، اعضاء جامعه خود را گروه بندی نکنند و برای هر گروه ویژگی های خاص قائل نشوند. در ادبیات کهن و واقعاً غنی سرزمین خود نیز می بینیم که مسئله تفاوت های فردی مطرح بوده و از همه کس انتظارات یکسانی نداشته اند.

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

هر کسی را بهر کاری ساختند میل آن را در دلش انداختند / مولوی

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

علاوه بر تفاوت های فردی بین انسان ها به طور کلی، و بین زن و مرد نیز به طور اخص تفاوت های بارز چشمگیری از نظر جسمانی و روانی وجود دارد و همین امر توجه متخصصین و صاحب نظران را به خود جلب کرد و نقطه عطفی در باب انجام مطالعات در مورد زن ها و مقایسه آن با مردها شد. مطالعه جنسیت و تفاوت های جنسی همواره مورد توجه و علاقه پژوهشگران بوده است. روان شناسان در بررسی تفاوت های جنسی توجه خویش را به زنان معطوف کردند، اما چون بیشتر این پژوهشگران مرد بودند به طور طبیعی فعالیت های پژوهشی آنان نیز متأثر از جهت گیری های جنسی آنان بود.

در این پژوهش ها دانشمندان بر این باور بودند که عالی ترین قابلیت های ذهنی در قطعه پیشانی مغز است. در پژوهش های آن زمان نیز به این موضوع تأکید می شد که مردان قطعه پیشانی بزرگتری نسبت به زنان دارند. اما چند سال بعد، دانشمندان به این باور رسیدند که عالی ترین قابلیت های ذهنی نه در قطعه پیشانی که در قطعه آهیانه ای مغز است. ناگهان در نهایت شگفتی و برخلاف یافته های پژوهشی پیشین، پژوهشگران پی برده اند که قطعه پیشانی زنان بزرگتر است، همچنین پژوهش ها نشان داد که اندازه قطعه آهیانه مغز زنان نیز بزرگتر است.

دومین جنبه تفاوت های جنسی که مورد توجه پژوهشگران پیشین قرار گرفت، مقیاس هوش بود. آنها معتقد بودند که مردان از نظر بهره وری هوش در دو انتهای بالاتر و پائینتر منحنی زمان قرار دارند، در حالی که تجمع زنان از نظر بهره هوشی، نزدیک به میانگین است. در صورتی که تحقیقات بسیار متعدد و گسترده ای که بعداً انجام شد نشان داد در عملکرد کلی هوش، تفاوتی بین زن و مرد نیست ولی در عملکردهای اختصاصی تفاوت وجود دارد.

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

تصورات قالبی و کلیشه ای در مورد زنان
باورهای قالبی، همانا ذهنیت های ایستا و ثابتی هستند که پایه های عملی ندارند و مردم به مردان یا زنان نسبت می دهند، به عبارت دیگر مردم پیشاپیش ویژگی های خاصی را به دو جنس نسبت می دهند. امروزه در دانشگاه های برخی کشورها این باور رواج دارد که زنان با مردان از لحاظ روان شناختی و فیزیولوژیکی تفاوت دارند. به علاوه تحقیقات امروزی نشان می دهد که این باورهای قالبی از سال ۱۹۷۲ تاکنون تغییرات محسوسی نداشته است.

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

اکثریت مردم صفات زیر را از ویژگی های جنس زن می دانند:
محافظه کار و خویشتن دار
دلواپس عواطف و احساسات دیگران
دارای گرایشات دینی عمیق
میل به امنیت خواهی فراوان
تمایل و علاقه شدید به هنر و ادبیات
به سادگی، عواطف لطیف را به زبان آوردن

و خصوصیات زیر را به مردان نسبت می دهند:
بسیار مستقل است.
پرخاشگر و سلطه طلب است.
به سادگی تحت تأثیر قرار نمی گیرد.
عمیقاً شیفته ریاضیات و مقولات علمی.
در برابر بحران ها، خویشتنداری خود را حفظ می کند.
در بسیاری از زمینه ها فعال بوده و تمایلات رقابت جویی عمیقی دارد.
تقریباً بسان یک رهبر عمل می کند.
معتمد به نفس بوده و بسیار جاه طلب است.
عمیقاً به آداب و شیوه های جهان آگاه است.

برخی کلیشه ها نه تنها در قیاس با سایر فرهنگ ها متفاوت است بلکه این موضوع در میان نژادها و طبقات اجتماعی نیز تفاوت دارد. مثلاًً کلیشه هایی سفید پوستان و رنگین پوستان متفاوت هستند. روان شناسانی چون «لاندرین»، با توجه به تحقیقاتی که انجام داده اند به نتایجی نیز دست یافته اند. مثلاً وی زمانی که زنان سفید پوست را با زنان سیاه پوست مقایسه می کرد به کلیشه های چون وابستگی بیشتر، احساساتی بودن بیشتر و هوشمندی بیشتر دست یافت در صورتی که زنان سیاه پوست را خرافاتی و ستیزه جو یافت.

دیدگاه های کلیشه ای راجع به مردان
همانطور که در مورد زنان کلیشه هایی رواج دارد، این مسئله در مورد مردان نیز صدق می کند. ویژگی های ایده آل اجتماعی مردان باید شامل صفاتی چون پرخاشگری، استقلال و خودکفایی، غیر احساسی بودن و اعتماد به نفس باشد.

پژوهش های انجام شده نشان می دهد که چهار عامل اصلی در پایداری باورهای قالبی در مورد مردان نمود آشکار دارند:
۱) مردانگی طلب می کند که هرگونه خصوصیات زنانه از مردان دور باشد.
۲) مردان باید نماد «چرخ بزرگ» باشند. مرد باید کامیاب شود و همگان به دیده احترام به او بنگرند و نان آوری بزرگ باشد.
۳) مرد باید نماد اعتماد به نفس، نیرومندی و خود اتکایی باشد.
۴) مرد باید پرخاشگر و قدرتمند باشد و از ابراز خشونت و جسارت ابایی نداشته باشد.

تغییرات نقش های مردان
القائات گذشته با هنجارهای امروزی مردان متفاوت است. در گذشته مرد ایده آل کسی بود که قدرت پرخاشگری داشته باشد. لیکن امروز این صفت سرزنش می شود، به علاوه در گذشته مرد می بایست در فضای کاری، قاطعیت و خشونت از خود نشان دهد، لیکن امروزه هنر در این است که شخص هر چه بیشتر با همکاران خویش هماهنگ و همسو باشد.

نقش های سنتی مردان توسط جامعه شناسان و انسان شناسان مورد مطالعه قرار گرفته است. امروزه اوضاع دگرگون شده است، زیرا کار کردن در کارخانجات و شرکت ها و موفق شدن، مستلزم ویژگی هایی می باشد که به جای زورمندی محتاج ظرافت و هوشمندی است. مرد امروزی باید به طور مطلوب با همکاران خویش تعامل داشته باشد و با مساعدت آنان به اهداف عالیه خویش برسد. به علاوه مردان امروزی باید خویشتن دار باشند، لیکن باید حساسیت های عاطفی خویش را نیز ابراز نمایند.

مقایسه روان شناسی زن و مرد
گوهر وجودی زن و مرد یکی است، هر دو انسانند و طبیعتاً با یکدیگر شباهت های بسیار دارند، ضمن آنکه در مواردی با یکیگر تفاوت دارند. متأسفانه پژوهش ها و گرایش های علمی بیشتر به تفاوت های زن و مرد، و نه بر شباهت های آنها تکیه دارد. افزون بر آن جنس زن و مرد در پاره ای از ویژگی ها همپوشی های زیادی را نشان می دهند که در این مورد باید به توزیع فراوانی این ویژگی ها در دو جنس توجه کرد و دریافت که میانگین نمره های هر گروه در مقایسه با دیگری در آزمون های مربوطه چه میزانی است.

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها
امیدواریم این پست فرانیاز مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته باشد.
 
همراه ما باشید در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز
 
روانشناسی زنان و مردان وتفاوتهای انها

ارامش همراه با فرانیاز

روانشناسی

فرانیاز فراتر از نیاز

 
6 ژوئن

روانشناسی زنان

روانشناسی زنان یک امر بسیار مهم در علم روانشناسی میباشد. زنان و مردان با هم تفاوت های اساسی دارند. این جمله دیگر آنقدر تکراری شده که برای درک آن نیاز به توضیح بیشتری نیست. زن و مرد از دو جنس مختلف با روحیات متفاوت هستند و برای آن که بتوانید با موجودی که تا این حد با شما متفاوت است زندگی خوبی داشته باشید باید او را بشناسید.

روانشناسی زنان

روانشناسی زنان در پورتال جامع فرانیاز

روانشناسی زنان

این ویژگی های زنانه را بشناسید تا بیشتر پی به خصوصیات زنان ببرید:

 روانشناسی زنان

1.پیوندجویی

روان‌شناس‌ها می‌گویند اگر فقط یک فرق بین زن‌ها و مردها باشد این است که برای زن‌ها ارتباط برقرار کردن با دیگران مهم‌ترین چیز است و برای مردها استقلال و اقتدار. این‌که زن‌ها خیلی بیشتر به ارتباط با دیگران اهمیت می‌دهند، از همان کودکی شروع می‌شود. حتماً همه‌ی شما دیده‌اید دخترها عروسک را به‌عنوان اسباب‌بازی اصلی انتخاب و با آن ارتباط برقرار می‌کنند. ‌روان‌شناس‌ها به این ویژگی زنانه «پیوندجویی» می‌گویند.

روانشناسی زنان

پیوند با خانواده‌ی پدری

زن‌ها از مردها پیوندجوتر هستند و برای رابطه با دیگران اهمیت بیشتری از مردان قائل‌اند. یکی از مهم‌ترین کسانی که زن‌ها برای رابطه با آنها انرژی می‌گذارند، خانواده‌ی پدری‌شان است. از خواهر، مادر، برادر و پدر گرفته تا بچه‌های خواهر‌ و برادرها و دایی و عمو و عمه و خاله همه و همه می‌توانند در دایره‌ی دغدغه‌های یک زن قرار بگیرند و از همه‌ی آنها خبر بگیرند. معمولاً مردها این رفتار همسران‌شان را در تقابل با قدرت خودشان می‌دانند و برای همین از زن‌ها می‌خواهند بین خانواده و شوهرشان به یکی اولویت بدهد. معلوم است می‌خواهند آن یکی هم خودشان باشد. در صورتی که رابطه با خانواده‌ی پدری، فقط به خاطر ویژگی پیوندجویی خانم‌هاست. همان ویژگی که آنها را به شوهران‌شان هم وصل کرده است!

روانشناسی زنان

رازداری نکردن

یکی از مسائلی که بین مردها و زن‌ها همیشه اختلاف است مرز بین چیزی است که باید بیرون از خانه گفته شود و چیزهایی که نباید گفته شود. زن‌ها به خاطر ویژگی پیوندجویی معمولاً هم‌ مرزها را بازتر می‌گیرند و هم تعداد آدم‌هایی که می‌توان چیزهایی را که در ذهن مردها خصوصی است به آنها گفت. یک زن ممکن است در اتوبوس بین شهری سر درددل را به یک کنار دستی غریبه باز کند و خصوصی‌ترین چیزهای زندگی‌اش را به او بگوید. اتفاقی که در مورد مردان تقریباً غیرممکن است.

روانشناسی زنان

2. عاطفی بودن

زن‌ها عاطفی‌تر از مردها هستند. این یک باور عمومی است که اتفاقاً پایه‌های علمی هم دارد. البته روان‌شناس‌ها کمی جزئی‌تر در این مورد اظهار نظر می‌کنند. آنها می‌گویند مردها می‌توانند جنبه‌های عقلانی و احساسی یک ماجرا را از هم جدا کنند، اما زن‌ها حتی در یک بحث منطقی زود احساساتی می‌شوند. عصب‌شناس‌ها می‌گویند دلیل این قضیه می‌تواند این باشد که مرکز عاطفه در مرد‌ها فقط در نیکره‌ی راست مغز آنهاست در صورتی که مراکز عاطفه در زن‌ها هم در سمت چپ و هم در سمت راست مغز پراکنده است. حتماً می‌دانید سمت چپ مغز مسئول تکلم و تفکر منطقی است. برای همین احتمالاً خیلی از مردها تعجب می‌کنند چرا وقتی یک بحث منطقی را با زنان‌شان پیش می‌برند، آنها ناگهان احساساتی می‌شوند. البته در مقابل خانم‌ها هم از این‌که مرد‌ها حتی در یک بحث احساسی می‌توانند خونسردی خودشان را حفظ کنند و با منطق خودشان پیش بروند تعجب می‌کنند.

اگر بخواهیم کلی‌تر نگاه کنیم، مخصوصاً مردهایی که زنان موفقی دارند، ممکن است به این اشتباه بیفتند که چون همسرشان در جمع آدم‌هایی است که خیلی خوب از پس خودشان و کارهای‌شان برمی‌آیند دیگر نیازی به حمایت عاطفی ندارد. اما روان‌شناسی زنان دقیقاً بر عکس این را می‌گوید. حتی زنانی که اسطوره‌ی اعتماد به نفس هستند در مقابل شما دوست دارند زنانه رفتار کنند و از حمایت عاطفی‌تان برخوردار شوند. دعوای همیشگی زنان و مردان در به جمله آوردن جمله «دوستت دارم» توسط مردها ریشه در همین تفاوت جنسیتی دارد.

زن‌ها به خاطر عاطفی بودن‌شان بیشتر از مبالغه در جمله‌های‌شان استفاده می‌کنند. وقتی آنها می‌گویند هیچ وقت، همیشه، بهترین، بدترین، همه یا هیچ واقعاً منظورشان دقیقا آن جمله‌ها نیست. اما شما به‌عنوان یک مرد احتمالاً منطقی فکر می‌کنید و می‌بینید واقعاً آن‌طور که همسرتان گفته نیست و وارد یک جدل بی‌حاصل منطقی با او می‌شوید.

 

3. خوش‌صحبتی

مردان معمولاً از این شکایت دارند که همسران‌شان خیلی حرف می‌زنند. برای همین در مورد زیاد حرف زدن زنان هم تا دل‌تان بخواهد لطیفه و پیامک درست شده است. روان‌شناسان هم موافق‌اند زن‌ها و مردها هم در میزان صحبت کردن و هم در شیوه‌ی صحبت کردن با هم فرق دارند.

عصب‌شناس‌ها می‌گویند مردان برای حرف زدن فقط از نیمکره‌ی چپشان استفاده می‌کنند اما زن‌ها از هر دو نیمکره. روان‌شناسان رشد می‌گویند تجهیزات سخن گفتن (مثلاً تارهای صوتی) در زن‌ها زودتر از مردان رشد می‌کند.

روان‌شناس‌های تکاملی هم می‌گویند، در طول قرن‌ها مردها یاد گرفته‌اند ساکت‌تر باشند و زن‌ها یاد گرفته‌اند که بیشتر حرف بزنند. آنها می‌گویند هزاران سال پیش زنان به صورت گروهی با زنان دیگر حرکت می‌کردند و در حالی‌که بچه‌های‌شان را در بغل داشتند پا را از محدوده‌ی غار فراتر نمی‌گذاشتند. اگر آنها با همدیگر رابطه برقرار می‌کردند احتمال بقای‌شان بیشتر بود. اما مردها باید خاموش در بالای تپه به انتظار شکار می‌نشستند. اگر آنها حرف می‌زدند شکار فرار می‌کرد و بقای‌شان به خطر می‌افتاد.

گذشته از میزان حرف زدن مشکلاتی که تفاوت در ‌نحوه‌ی حرف زدن خانم‌ها و آقایان ایجاد می‌کند خودش را به شکل‌های متفاوتی در محیط خانواده نشان می‌دهد که در ادامه‌ی فصل با ذکر مثال آن‌ها را توضیح می‌دهیم.

 

گزارش توصیفی خانم‌ها

روان‌شناس‌ها می‌گویند اگر دو دسته‌بندی کلی در مورد گزارش روزمره باشد یکی گزارش توصیفی و یکی گزارش علمی است. زن‌ها معمولاً از حرف زدن‌شان گزارش توصیفی و با جزئیات، اما مردها از گزارش علمی و منطقی استفاده می‌کنند. این تفاوت از همان بچگی هم در مورد دختر‌ها و پسر‌ها وجود دارد. حتماً یادتان هست خواهرتان چه‌طور با آب‌وتاب در مورد اتفاق‌های مدرسه برای مادرتان حرف می‌زد اما شما به عنوان یک پسر حس می‌کردید اتفاق خاصی در مدرسه نیفتاده است که قابل تعریف کردن باشد. در واقع نه گزارش توصیفی زن‌ها نشانه‌ی پرحرفی آنهاست و نه تیتروار ردیف کردن وقایع روزانه‌ی مردها، نشانه‌ی‌ بی‌توجهی‌شان. بهترین راهکار برای مردها این است که بگذارند زن‌ها طبق طبیعت‌شان رفتار کنند و حرف خودشان را بزنند و آنها گوش بدهند. همین! مخصوصاً زن‌های خانه‌دار، که بیشتر تنها هستند، بیشتر به گوش دادن مردها نیاز دارند. گاهی همین گوش ندادن آن‌قدر برای خانم‌ها مسئله می‌شود که آنها را به وادی طلاق می‌کشاند.

ضمن این‌که زن‌ها حرف می‌زنند تا صرفاً حرف زده باشند، مردها همیشه دنبال راه‌حل می‌گردند و برای همین حرف زن‌ها را قطع می‌کنند تا راه حل دهند و مکالمه را تمام کنند و این همیشه زن‌ها را عصبانی می‌کند.

 

غیر مستقیم حرف‌زدن خانم‌ها

سبک بیان زن‌ها و مردها با هم فرق می‌کنند. مردها حرف‌شان را شفاف و مستقیم می‌زنند، اما زن‌ها غیرمستقیم می‌خواهند منظورشان را برسانند. یونگ، روان‌شناس مشهور در یکی از کتاب‌هایش زن‌ها را به عنکبوت تشبیه می‌کند. می‌گوید آنها برای رسیدن به مقصودشان آن‌قدر نقطه‌های مختلف را با تارهای‌شان به هم وصل می‌کنند که گاهی خودشان در تار خودشان گیر می‌افتند. البته‌ شیوه‌ی حرف زدن زن‌ها خیلی هوشمندانه است. وقتی همسر شما غیرمستقیم حرف بزند، حتی اگر شما با او مخالفت کنید، رابطه موقتاً به هم نمی‌خورد. همه‌ی اینها به همان پیوندجویی و عاطفی بودن زن‌ها مربوط است که در فصل‌های قبل هم به آنها اشاره شد. در واقع مردها نباید فکر کنند که حرف‌های زن‌ها کلمه به کلمه همان است که می‌گویند. آنها باید با توجه به فضای عاطفی و اتفاق‌های قبلی حرف زن‌ها را رمزگشایی کنند. ممکن است معنای حرف همسر شما دقیقاً عکس آن چیزی باشد که می‌گوید یا می‌خواهد. معمولاً باید پشت حرف‌های او دنبال «جلب حمایت عاطفی» و «شرح وظایف خودتان به عنوان یک شوهر» باشید!

روانشناسی زنان

مبالغه‌ی زنان

زن‌ها به خاطر عاطفی بودن‌شان بیشتر از مبالغه در جمله‌های‌شان استفاده می‌کنند. وقتی آنها می‌گویند هیچ وقت، همیشه، بهترین، بدترین، همه یا هیچ واقعاً منظورشان دقیقا آن جمله‌ها نیست. اما شما به‌عنوان یک مرد احتمالاً منطقی فکر می‌کنید و می‌بینید واقعاً آن‌طور که همسرتان گفته نیست و وارد یک جدل بی‌حاصل منطقی با او می‌شوید. این جدل به جای این‌که چیزی را حل کند زن‌ها را غمگین‌تر یا عصبانی‌تر می‌کند. بهتر است به حرفش گوش دهید و بگذارید حرفش را بزند تا آرام شود.

 روانشناسی زنان

4.شم زنانه

زن‌ها و مردها زبان بدن متفاوتی دارند. زن‌ها لبخند بیشتری می‌زنند. فضای شخصی کمتری لازم دارند و معمولاً نزدیک‌تر به هم می‌ایستند. زن‌ها حالت بدنی متفاوتی می‌گیرند و معمولاً دست‌های‌شان را به حالت مۆدبی به هم قفل می‌کنند یا حالت دست به سینه می‌گیرند و پاهای‌شان را هم به هم نزدیک‌تر می‌کنند و موقع نشستن آنها را به یک طرف می‌گیرند.

اما از همه‌ی اینها مهم‌تر این است که زن‌ها توانایی کشف نشانه‌های زبان بدن دیگران را دارند. چیزی که روان‌شناس‌ها به آن می‌گویند «رمزگشایی». زن‌ها بیشتر از شما می‌توانند از حالت صورت و بدن‌تان بفهمند چه منظور یا احساسی دارید. بنابراین سعی نکنید به آنها دروغ بگویید! ضمن این‌که چون توانایی شما در این مورد کمتر است سعی کنید ذره ذره زبان بدن همسرتان را یاد بگیرید تا بتوانید ذهن او را بخوانید. حالا که توانایی طبیعی‌تان در این مورد کمتر است، لااقل خودتان، خودتان را تربیت کنید!

روانشناسی زنان

 5.حسادت زنانه

زنان دوست دارند آخرین کسی باشند که به قلب شوهرشان وارد می‌شوند. بعد از آن هم به وسیله‌های مختلفی می‌خواهند در را پشت سرشان ببندند و نگذارند کسی وارد شود. برای زن‌ها حتی از اولین لحظه‌ی آشنایی مهم این است آیا این مرد تا آخر عمر به من وفادار خواهد ماند یا نه.

عصب‌شناس‌ها می‌گویند «احساس خاص بودن» و این‌که «من تنها زنی هستم که در زندگی شوهرم وجود دارد» تأثیر فوق‌‌العاده‌ای روی شیمی و مغز زنان می‌گذارد.

روان‌‌شناس‌های تکاملی می‌گویند نیاز به تعهد مردها در طول سالیان دراز ایجاد شده است. زن‌ها برای منتقل‌کردن ژن‌ها به بچه‌های‌شان باید مردی را انتخاب می‌کردند که در دوره‌ی بارداری و شیر دادن به بچه از او مراقبت کند. مردان متعهد با احتمال بیشتری این کار را انجام می‌دهند.

انحصارطلبی زن‌ها آن‌قدر قوی است که حتی می‌تواند باعث یک اضطراب دائمی و ترس از خیانت شوهرشان شود. زن‌ها از ابزارهای زیادی برای بسته ماندن در پشت سرشان استفاده می‌کنند. بعضی از آنها شوهرشان را امتحان می‌کنند، بعضی از آنها مرتب در مورد زن‌های دیگر از شوهرشان می‌پرسند، بعضی از آن‌ها شوهرشان را بازخواست می‌کنند، بعضی مرتب وسایل شخصی مثل موبایل همسرشان را چک می‌کنند، بعضی از آنها محدودش می‌کنند و بعضی حتی شوهرشان را مجبور می‌کنند محیطی را که «شهری است پر کرشمه و خوبان ز شش جهت» را عوض کنند.

اگر خیانت جنسی زن برای مردان یک فاجعه باشد، خیانت عاطفی مردها برای زن‌ها فاجعه است، بنابراین حسادت زن‌ها هم بیشتر از نوع عاطفی است تا جنسی. بهترین راه برای شما به عنوان یک مرد یک جمله است: «همسرتان را حساس نکنید.»

تنوع سلول‌های مخروطی در چشم زن‌ها باعث می‌شود آنها رنگ‌های بیشتر و دقیق‌تری را درک کنند. یک زن بیشتر احتمال دارد رنگ فیروزه‌ای و لاجوردی را از هم تشخیص دهد، مردها به هر دو می‌گویند آبی

 روانشناسی زنان

6.تنوع‌طلبی زنانه

زن‌ها در بسیاری از موارد از مردها تنوع‌طلب‌ترند. از مبلمان منزل گرفته تا لباس و آرایش. عصب‌شناس‌ها می‌گویند این به جنسیت آنها برمی‌گردد. در مغز مردها برای هر چیزی تقریباً یک مرکز در یک نیمکره وجود دارد، اما مغز زن‌ها حالت عمومی‌تری دارد و برای هر کار چندین مرکز پراکنده در دو نیمکره وجود دارد. غیر از این جسم پینه‌ای که دو نیمکره را به‌هم متصل می‌کند در زن‌ها ضخیم‌تر‌ است. همین می‌تواند باعث تنوع‌طلبی آنها شود.

علاوه بر این، تنوع سلول‌های مخروطی در چشم زن‌ها باعث می‌شود آنها رنگ‌های بیشتر و دقیق‌تری را درک کنند. یک زن بیشتر احتمال دارد رنگ فیروزه‌ای و لاجوردی را از هم تشخیص دهد، مردها به هر دو می‌گویند آبی.

روان‌شناسان می‌گویند احساسات گسترده‌ی زنان و تفاوت‌های مغزی‌شان باعث می‌شود حسابی تنوع‌طلب باشند. تنوع‌طلبی خانم‌ها معمولاً خودش را در پوشش، آرایش، گرایش به مد، پاساژگردی و تغییر مبلمان نشان می‌دهد. چیزی که شما به‌عنوان یک مرد ممکن است حوصله‌اش را نداشته باشید. ممکن است شما این رفتارها را پای ولخرجی، بی‌ملاحظگی یا بیکاری همسرتان بگذارید اما در واقع آنها دارند طبق طبیعت تنوع‌طلب خودشان رفتار می‌کنند. اگر می‌خواهید آنها را درک کنید به عشق ماشین‌های همجنس خودتان نگاه کنید که دل‌شان می‌خواهد هر ماه ماشین یا وسایلش را عوض کنند.

 

روانشناسی زنان در پورتال جامع فرانیاز

امیدواریم این پست فرانیاز مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته باشد.
 
همراه ما باشید در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز
 
روانشناسی زنان در پورتال جامع فرانیاز

ارامش همراه با فرانیاز

روانشناسی

فرانیاز فراتر از نیاز

6 ژوئن

هر رنگ نماد چیست؟

هر رنگ نماد چیست؟در علم روانشناسی هر رنگ نشانه و نماد یک چیز میباشد.در این بخش از سایت فرانیاز همراه ماباشید تا بیشتر با این نمادها اشنا شوید.

هر رنگ نماد چیست؟

هر رنگ نماد چیست؟ برای دانستن باما باشید در فرانیاز

هر رنگ نماد چیست؟

قرمز نماد قدرت
در شرق ، رنگ قرمز يادآور آتش و از طرفي نشان دهنده‌ي تولد دوباره مي‌باشد.
ققنوس پرنده‌ي سرخ جنوب ، نماد رنگ قرمز است. گفته مي‌شود ققنوس خود را روي توده‌اي از هيزم آتش زد ، سپس با شكوه و عظمت از آتش برخاست.
در زبان آلماني ، كلمه‌ي قرمز با واژه‌هاي زندگي و خون هم ريشه است.
رنگ قرمز در كيمياگري نشانه‌ي قدرت مردانه و نشانه‌اي از سرخي خورشيد است.
تا مدت‌ها قبل رنگ قرمز در كنار رنگ سياه ، قدرت جادوگران را نشان مي‌داد.
هم چنين رنگ قرمز از نظر نمادين ، مانند خوني است كه به هنگام فتح و پيروزي ريخته مي‌شود.
از زمان زندگي قبيله‌اي تا قرون وسطي وقتي كسي به جنگ يا شكار مي‌رفت ، با رنگ قرمز نقاشي‌هايي روي بدن خود مي‌كشيد تا اين رنگ قدرت جسماني او را زياد كند و از او در برابر مرگ و زخمي شدن محافظت نمايد. در واقع انسان با به كار بردن اين رنگ ف هم به دنبال خطر مي‌رود و هم مي‌خواهد خود را از آن حفظ كند.
پزشكان قديمي براي بيرون آوردن انرژي منفي و شوم از خانه از رنگ قرمز استفاده مي‌كردند. گبوميان استراليايي ، رنگ قرمز را نشانه‌ي باروري مي‌‌دانستند و سنگ‌‌هايي به رنگ قرمز در مزارع خود پنهان مي‌كردند تا تخم‌هايي كه در زمين كاشته‌اند ، بارور شوند و جوانه بزنند.
در شرق تا قبل از سال 1940 ، قرمز را رنگ خوش شانسي و خوش بختي مي‌دانستند.
در روسيه سال‌‌ها قبل از اين كه قرمز نشانه‌ي انقلاب باشد ، نشانه‌ي غرور ملي بود.
اواسط تابستان ، نماد رنگ قرمز است ، به اين علت كه حرارت خورشيد به بالاترين سطخ خود مي‌رسد.
در چين ، قرمز نشانه‌ي خوش اقبالي است و نو عروسان لباس قرمز مي‌‌پوشند. هم چنين در مراسم جشن فرزند تازه متولد شده ، از تخم مرغ قرمز استفاده مي‌كنند.
در مذاهب يهوديت و مسيحيت ، رنگ قرمز يادآور گناه به ويژه گناهان شهواني بوده است. پيامبر مسيحيان يوشع در كتاب مقدس از ” گناهاني كه مانند خون قرمزند ” ياد كرده است.

هر رنگ نماد چیست؟
آبي نماد اعتماد
در برخي افسانه‌‌ها ، آبي نشانه‌ي پدر آسمان است و نشان دهنده‌ي حكمت ، رهبري و پادشاهي مي‌‌باشد.
در نقاشي‌‌هاي كليساها ، رنگ آبي نشان دهنده‌ي احساسات عميق ، شكوفايي اعتقاد و تواضع در برابر خداوند و در اسلام و مسيحيت ، يادآور پاكي و ايمان است.
رنگ آبي ، معنايي الهي و آسماني دارد و در ميان شرقي‌‌ها و غربي‌‌ها نشانه‌اي از تقدس است. به همين دليل در كاشي‌كاري‌‌هاي مساجد ، حسينيه‌‌ها و مكان‌‌هاي مقدس از رنگ‌‌هاي آبي استفاده مي‌كنند. چون اين رنگ كمك مي‌كند انسان به ملكوت بينديشد.
مسيحيان ، پيراهن حضرت مريم را كه داراي تمام فضايل اخلاقي است ، به رنگ آسماني نقاشي مي‌كردند كه نشان دهنده‌ي حفظ جان و جاودانگي او است.
در قرن پانزدهم از اصطلاح ” جوراب آبي ” براي مسخره كردن زناني كه تحصيلات دانشگاهي داشتند ، استفاده مي‌شد ، زيرا به نظر مردم آن زمان آن‌ها زنانگي خود را نا ديده گرفته بودند تا درس بخوانند.
در چين قديم قدرت‌هاي اصلي را با اژدها نشان مي‌دادند مثلا ؛ اژدهايي كه به رنگ آبي ارغواني بود به عنوان پادشاه بهشت معرفي مي‌شد از طرفي اين اژدها نماد چوب نيز محسوب مي‌شد.
مردم سلتيك در شمال غربي اروپا ، آبي را رنگ خلاقيت و رنگ مقدس شاعران مي‌دانستند. شاعراني كه حماسه‌ي قهرماني‌هاي گذشتگان را از حفظ مي‌خواندند.
اقوام مايا در آمريكاي جنوبي ، براي رنگ آبي ارزش روحاني كمتري قائل بودند و از آن براي نشان دادن مردگان دشمن شكست خورده استفاده مي‌كردند.
در هنر باستاني شرق ، رنگ آبي روشن يادآور زندگي ، سپيده‌دم ، فصل بهار ، شكوفه‌ها و حاصل‌‌خيزي است.
آبي بسيار تيره نشانه‌ي سرماي سوزناك و يخ‌‌هاي خطرناك است و هم چنين آن را نشان دهنده‌ي پايان زندگي هم مي‌دانند.

هر رنگ نماد چیست؟
زرد نماد تفكر مثبت
رنگ زرد را نشانه‌ي ذهن و تفكر برتر مي‌دانند.
هم چنين اين رنگ ، روشني و گرما ، فضيلت جويي ، عروج انبياء ، شادماني و سر خوشي را به ما نشان مي‌دهد.
در زمان قديم ، رنگ زرد نشانه‌ي روح ،آزادي و استقلال بود و اله‌ي عطارد ، مثل فرشتگان مقرب درگاه خداوند به صورت رنگ زرد ظاهر مي‌شد.
در كشور ژاپن رنگ زرد نشانه‌ي وقار و نجابت است. جنگجگويان باستان اين كشور در دوران خود ، گل‌هاي زرد داوودي را به نشانه‌ي پيمان شجاعت ، به خود آويزان مي‌كردند.
در بين پيشگويان قديم ، رنگ زرد توصيفي از شير و خورشيد بود. آن‌ها زرد بودن شير را تنها عاملي مي‌دانستند كه او را در بين حيوانات به عنوان سلطان جنگل مطرح كرده است.
مردم قرون وسطي معتقد بودند كه سنگ‌هاي زرد ، بيماري را از جسم او به درون خود جذب مي‌كند.
در يونان باستان ، رنگ زرد نشان دهنده‌ي حالات زنانه بود و پوشيدن لباس زرد را براي مردا غير قابل قبول مي‌دانستند ، آن‌ها الهه‌ها و دوشيزگان را با پيراهن زرد زعفراني نقاشي مي‌كردند.
در چين باستان براي نشان دادن امپراطور به عنوان قدرت برتر از رنگ زرد استفاده مي‌كردند. در آن زمان ، تنها امپراطور حق داشت لباس زرد بپوشد و اگر كسي جرات مي‌كرد لباس زرد بپوشد بايد انتظار مرگ سختي را مي‌كشيد.
رنگ زرد نشانه‌ي بيماري نيز بوده است. زماني كه يك كشتي دچار طاعون مي‌شد ، پرچم زردي را بالا مي‌بردند كه نشان مي‌داد كشتي در قرنطينه است.
از ويژگي‌‌هاي منفي رنگ زرد اين است كه اين رنگ نشان دهنده‌ي خيانت ، بي ايماني ، نا اميدي ، ترس و حرص است.
در قرن دهم در فراسنه به آدم‌هاي ترسو و نامرد لقب زرد مي‌دادند ، در دوره‌ي انقلاب كبير ، درهاي خانه‌هاي مردمي را كه تصور مي‌شد به دولت جديد خيانت كرده‌اند با رنگ زرد رنگ آميزي مي‌كردند.
در قديم رنگ زرد براي نشان دادن كساني بود كه عليه كليساي كاتوليك حرف مي‌زدند و به كفرگوياني كه محكوم مي‌شدند در هيزم سوزانده شوند ، لباس زرد مي‌پوشاندند.
هم چنين در قرون وسطي ، يهوديان را مجبور مي‌كردند كه لباس زرد بپوشند. ناري‌هاي آلمان نيز يهوديان را مجبور مي‌كردند كه به لباس خود ستاره‌ي زرد بدوزند.
در قرن حاضر رنگ زرد نشانه‌ي ملي گرايي و وطن دوستي است. آمريكايي‌‌ها براي حمايت از سربازان جنگجو به رختان رمان‌هاي زرد مي‌‌بندند.

هر رنگ نماد چیست؟
نارنجي نماد شكوه و عظمت
رنگ نارنجي ، رنگ غروب آفتاب است و شكوه و عظمت بيابان هاي كوير را نشان مي‌دهد.
در آداب و رسوم مصر و يهوديان باستان ، نارنجي نشان دهنده‌ي شكوه و جلال بود. در برخي موارد رنگ نارنجي نشانه‌ي آتش نيز هست.
در مصر رنگ نارنجي نشانه‌ي الهه‌اي به نام سمكت است كه سرش ، سر شير است و ختر شجاع پادشاه خورشيد مي‌باشد.
در زمان قديم براي نشان دادن قدرت و موفقيت از رنگ نارنجي در پرچم‌ها و تاج‌‌هاي پادشاهان استفاده مي‌شد.
ميوه‌هاي نارنجي رنگ ، معناي خاص خود را دارند ؛ مثلا هلو نشانه‌ي طول عمر و جاودانگي است و پرتقال نشانه‌ي نيروي زندگي و قدرت خورشيد مي‌‌باشد.

هر رنگ نماد چیست؟
سبز نماد آرامش
رنگ سبز به معناي آزادي و رهايي و نشانه‌ي زندگي است و حس آباداني را تداعي مي‌كند.
رنگ سبز به خاطر آرام بخش بودنش به عنوان رنگ ايمني و سلامت در جهان معرفي شده است. براي نشان دادن علائم فيزيكي بي خطر از اين رنگ استفاده مي‌شود.
در قرون وسطي رنگ سبز نشانه‌ي زندگي جديد و رشد بود ، به همين دليل رنگ سبز را براي لباس نو عروسان انتخاب مي‌كردند.
در اروپاي غربي اعتقاد بر اين بود كه رنگ سبز ، رنگ مورد علاقه‌ي قدرت‌هاي بزرگ است و اين قدرت‌ها مي‌‌توانند كسي را كه لباس سبز پوشيده ، به بد شانسي ابدي محكوم كنند.
اين خرافات تا حدي ادامه پيدا كرده است كه امروزه بسياري از افراد با ماشين‌‌هاي سبز رانندگي نمي‌كنند و اعتقاد دارند كه احتمال تصادفات با اين اتومبيل‌ها بيشتر است.
رنگ سبز در چين نشانه‌‌ي ثروت است و در برخي اوقات يادآور باران شديدي است كه زمين را بارور مي‌كند.
در گذشته رنگ سبز يادآور زهر بود و به همين دليل هيچ گاه داروها را به رنگ سبز نمي‌ساختند.
در اسلام ، رنگ سبز نشانه‌ي ايمان و عقيده در دين ، توكل به خدا ، بقا و جاودانگي است و هم چنين نشانه‌‌ي روز قيامت است.

هر رنگ نماد چیست؟
ارغواني نماد اشرافيت
هزارن سال است كه رنگ ارغواني  قدرت مادي و دنيوي مخصوصا قدرت پادشاهنان مطرح شده سات.
در زمان قديم رنگ ارغواني بسيار سخت تهيه مي‌شد ، به همين دليل تنها ثروتمندان لباس ارغواني مي‌پوشيدند.
از طرف ديگر به دنيا آمدن در چنين خانواده‌اي كنايه از به دنيا آمدن در خانواده‌اي مهم و سلطنتي بود.
در روم باستان كساني كه از نظر خانوادگي و مقام اجتماعي افراد مهمي نبودند ، نبايد لباس ارغواني مي‌پوشيدند ؛ چون اين كار توهين بزرگي محسوب مي‌شد و آن‌ها را به اعدام محكوم مي‌كردند.
رنگ‌هاي بنفش و ارغواني نشانه‌ي ثروت ، نجيب زادگي ، زياده‌روي ، ول‌خرجي ، هرج و مرج ، مرگ ، ستايش و عظمت هستند.
بنفش مايل به آبي ، يادآور تنهايي است و بنفش مايل به قرمز نشانه‌ي عشق خدايي و روحانيت است.
رنگ ارغواني جنبه‌ي روحاني نيز دارد و از آن براي لباس كشيش‌‌ها و حاشيه شال نمازگزاران استفاده مي‌شود.
امروزه در بسياري از كشورها در مراسم عزاداري به جاي رنگ مشكي از رنگ بنفش تيره استفاده مي‌كنند و اين رنگ به عنوان رنگ رسمي عزاداري شناخته شده سات.

هر رنگ نماد چیست؟
قهوه‌اي نماد سادگي
در گذشته رنگ‌هاي روشن مخصوص نجيب زادگان و اشراف و ثروتمندان بود و در مقابل دهقانان و افراد طبقه‌ي پايين جامعه از رنگ قهوه‌اي استفاده مي‌كردند.
در سال 1980 لباس افسران را از آبي سير ، سياه و خاكستري ، به رنگ قهوه‌اي تغيير دادند تا افسران مهربان‌‌‌تر به نظر برسند و آمار آدم كشي كاهش يابد.
هم چنين در انگلستان در اصطلاح عاميانه براي افراد بي شور و شوق و خسته از زندگي ، از كلمه‌ي قهوه‌اي استفاده مي‌كنند.
خاكستري نماد ابهام
از اين رنگ براي نشان دادن جنبه‌ي ماورايي زندگي استفاده مي‌كنند.
به داستان هايي كه درباره‌ي ارواح و كساني كه از دنياي ديگر به ديدن انسان مي‌آيند ، خاكستري مي گويند.
خاكستري نشانه‌ي ابهام و رنگ ابر و مه است و گاه آن چه را كه نمايان است پنهان مي‌كند.
در اسطوره‌هاي  يهوديان باستان ، رنگ خاكستري نشانه‌ي حكمت عميق است.
رنگ خاكستري در كليساهاي قرون وسطي ، نشانه‌ي  تواضع و پشماني از گناه بود و راه‌بان بيش از ديگران از آن استفاده مي‌كردند.
در جنگ جهاني دوم براي توصيف زير پا گذاشتن قوانين جيره‌بندي از اصطلاح « بازار خاكستري » استفاده مي‌شد.
رنگ خاكستري ، نشانه‌ي كمال و دانايي است و معمولا افراد با موي خاكستري آگاه و با تجربه به نظر مي‌‌رسند.
رنگ خاكستري متاليك ، نشانه‌ي قدرت و ثروت است و جعبه‌ي كادوهاي خاكستري متاليك اغلب از يك كادوي گران قيمت خبر مي‌دهند.


سفيد نماد پاكي
در گذشته لباس سفيد نشانة‌ي ثروت بود و اگر كسي لباس سفيد مي‌پوشيد ، مردم فكر مي‌كردند خدمتكاري دارد تا آن را برايش تميز نگه دارد.
هم چنين مردم فكر مي‌كردند كساني كه لباس سفيد مي‌پوشند ا مقام اجتماعي بالايي برخوردارند ؛  زيرا در آن رنگ سفير نشانه‌ي حقيقت و پاكي است و در تمام كشورها تكان دادن پرچم سفيد نشانه‌ي فرياد صلح است.
در يونان باستان براي رفتن به رختخواب لباس سفيد مي‌پوشيدند تا خواب‌هاي خوب ببينند.
در هند ، چين و ژاپن رنگ سفيد مرگ و عزا را به خاطر مي‌آورد و اين به دليل همراهي رنگ سفيد با بهشت و فرشتگان است.

هر رنگ نماد چیست؟
سياه نماد مرگ
رنگ سياه نشانه‌ي غم و اندوه ، ترس ، رازداري و مبهم بودن است.
در اكثر جوامع غربي رنگ سياه يادآور مرگ ، عزا و خاك سپاري است.
رنگ سياه با تاريكي و ترس از ناشناخته‌ها ارتباط دارد و نيروهاي مافوق طبيعي يا جادويي را به خاطر مي‌آورد.
در دنياي مد ، رنگ سياه نشانه‌ي شيك پوشي ، جذابيت و زيبايي است.
در بريتانيا به عضوي از خانواده كه باعث ننگ و رسوايي خانواده مي‌شد ” گوسفند سياه خانواده ” مي‌نامند.
در فرهنگ‌هاي غربي رنگ سياه اغلب نشانه‌ي قدرت بسيار زياد و پر رمز و راز بودن است.
در فارسي وقتي مي‌گوييم كسي ” سياه دل ” است ، يعني انساني بد بين و بد دل است.

هر رنگ نماد چیست؟ برای دانستن باما باشید در فرانیاز

امیدواریم این پست فرانیاز مورد توجه شما عزیزان قرار گرفته باشد.
 
همراه ما باشید در پورتال جامع فرانیاز فراترازنیاز
 
هر رنگ نماد چیست؟ برای دانستن باما باشید در فرانیاز

ارامش همراه با فرانیاز

روانشناسی

فرانیاز فراتر از نیاز